تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
قوله :
وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَكُمْ
- قال سعيد بن جبير صيده كان طريا ، و طعامه المليح منه . ابن عباس گفت : صيده ما اصطدناه بأيدينا ، و طعامه ما مات فيه . گفت : صيد بحر آنست كه بدست خويش صيد كنيم ، و طعام آنست كه هم در آب بميرد ، و موج آن را بر كنار افكند ، و آنچه مصطفى ( ص ) گفت : « ما جزر الماء عنه فكل ، و ما طفأ فيه فلا تأكل » ، آن نهى تنزيه است نه نهى تحريم . قال ابن عباس : اشهد الى ابى بكر انّه قال : السمك الطافى حلال لمن اراد اكله . و سبب نزول اين آيت آن بود كه قومى از بنى مدلج گفتند : يا رسول اللَّه ما صيد بحر كنيم ، و گاه گاه دريا موج زند ، و ماهيان از قعر دريا با آب بساحل افتند . پس آب بجاى خويش باز شود ، و ماهيان بىآب بمانند ، و بر خشك زمين بميرند ، چون ما آن را مرده يابيم خوريم يا نخوريم ؟ حلال است يا حرام ؟ قال : فأنزل اللَّه تعالى :
أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَكُمْ وَ لِلسَّيَّارَةِ
. جابر بن عبد اللَّه گفت : رسول خدا ما را بغزايى فرستاد ، و ابو عبيدهء جراح را بر ما امير كرد ، و با ما هيچ زاد نبود مگر صاعى خرما ، در انبانى كرده ، گه گه ابو عبيده هر يكى را از ما از آن خرما يكى بدادى ، و كنا نمصها كما يمص الصبى ، و نشرب عليها الماء فتكفينا يوما الى الليل ، گفتا : به اين دشخوارى و رنج روزگار بسر مىبرديم تا بساحل دريا رسيديم ، دابه‌اى را ديديم مرده بر ساحل دريا ، بر مثال كوه پاره‌اى ، و آن را عنبر ميگفتند . بو عبيده گفت : بخوريد ازين دابه ، كه شما را حلالست . يك ماه بر آن موضع نشستيم ، و از آن خورديم ، و از عظيمى كه بود از چشم خانهء وى خروارها روغن بيرون كرديم ، و بو عبيده سيزده كس را در چشم خانهء وى نشاند ، تا باز گويند كه چه عظيم دابه‌اى بود ! پس از آن زاد برگرفتيم ، و آمديم به مدينه ، و رسول خدا را از آن خبر كرديم ، فقال ( ص ) : « هو رزق اخرجه اللَّه لكم ، فهل معكم من لحمها شيء » ؟ فأرسلنا الى رسول اللَّه شيئا منه ، فأكله .