گفت :
لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
يعنى فى الابد ، و جهاد عارفان از سر معرفت رود ، و بوقت مشاهدت نظارهء ازل كنند ، تا ربّ العزة در حق ايشان ميگويد :
هُوَ اجْتَباكُمْ
.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
الاية - اليوم يقبل من الاحباب مثقال ذرة وعدا ، لا يقبل من الاعداء ملء الارض ذهبا ، كذا يكون الامر .
يُرِيدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ
الآية - آتشيان دو قسماند : قسمى ايشان كه هرگز از آتش بيرون نيايند ، و درشدن ايشان به آتش تعذيب راست نه تطهير را ، و اين آيت در شأن ايشان است . قسم ديگر آنست كه در شدن ايشان به آتش تطهير راست نه تعذيب را ، و حال ايشان بر تفاوت است : قومى زودتر بيرون آيند ، و قومى ديرتر ، بر حسب حال ، و بر اندازهء كردار ، و باز پسين كسى كه بيرون آيد ، هنّاد است ، و قصهء وى معروف ، و فى ذلك ما
روى ان النبى ( ص ) قال : « آخر من يخرج من النار رجل اسمه هنّاد ، و هو ينادى من قعر جهنم يا حنان يا منان » ،
گفت باز پسين كسى كه از دوزخ بيرون آيد ، مردى بود نام وى هناد . گويند پس از همه خلق به پنج هزار سال بيرون آيد ، و بروايتى به پانصد سال . حسن بصرى گفت كاشك من او بودمى در آن قعر دوزخ .
هناد ميگويد : يا حنان يا منان ، معنى منان آنست كه اى خداوند منت بسيار ، ترا بر من منت فراوان است ، و مهربانى تمام . عجبا كارا ! مردى كه چندين هزار سال در دوزخ است گويى از نعمت مواصلات در آن دركات بجان او چه مىپيوست كه اين تسبيح ميگفت : يا حنان يا منان . اسرار اين لطائف بمثالى بيرون توان داد . آن طباخه كه تو او را به خانه برى ، تا از بهر تو نان پزد ، آن خمير خام در تنور گرم كند ، و در آن استوار نگيرد « 1 » ، اما دل وى همه به آن قرصكها بود ، هر ساعتى رود ، و در آن نگرد ، كه نبايد كه بسوزد . گويد اين پختن را در تنور آوردم نه سوختن را ، كه خام شايستهء خوردن
هامش
( 1 ) - نسخهء الف : بگيرد .