از آنست كه او نيز شما را دوست ميدارد ؛ و آن گه شما را دوست دارد كه وى را طاعت دار و فرمان بردار باشيد . پس واجب است بر شما كه اتّباع من كنيد در طاعت او ، تا شما را دوست دارد . - درين آيت نشان دوستى و محبت اتّباع رسول ساخت ؛ جاى ديگر آرزوى مرگ نشان دوستى كرد .
إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِياءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
ميگويد : اگر راست مىگوئيد كه اللَّه را دوست مىداريد ، آرزوى مرگ كنيد ؛ كه دوستى داعيهء شوق است ، و شوقزده را همان مراد وى ديدار دوست بود . و آن كس كه همه مراد وى ديدار دوست بود ، هميشه آرزوى آن باشد كه بر دوست برسد ؛ و راه رسيدن بر دوست جز مرگ نيست . پس چرا كراهيّت مىداريد مرگ را ؟ و مرگ سبب وصال دوست است ! اما گفتند : كه اين مرگ قومى را راحت است ، و قومى را آفت . آن را كه راحت است ، از آن است كه :
« من احبّ لقاء اللَّه احبّ اللَّه لقائه » .
و آن را كه آفت است ، از آن است كه :
« من كره لقاء اللَّه كره اللَّه لقائه »
زاهدى را گفتند كه : مرگ را دوست دارى ؟ توقف كرد . پس پرسنده گفت : اگر زهد تو با صدق تو بودى از مرگ كراهيت نبودى ! - سديگر نشان در صدق محبت آنست كه : همواره ذكر محبوب بر دل و بر زبان محبّ تازه بود . چنان كه غفلت و نسيان بوى راه نبرد . و على هذا
قال النبى ص « من احبّ شيئا اكثر ذكره » .
- چهارم نشان در وفاء دوستى آنست كه : هر چه با محبوب نسبتى دارد ، آن را دوست دارد .
چنان كه قرآن كلام وى ، كعبه خانهء وى ، مصطفى ص رسول وى ، مؤمنان دوستان وى .
مصطفى ص گفت :
« احبّوا اللَّه لما يغذوكم به من نعمة ، و احبّونى لحبّ اللَّه ايّاى ، و احبّوا اهل بيتى لحبّى »
آن گه گفت :
وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ
. درين تنبيه است كه محبّت نه معلول است ، نه باكتساب بنده ؛ تا به تحصيل طاعت يا از اجتناب معصيت فرا دست آيد .