جواهر مكنون آن كردن ، لا بل كه هر ساعتى و هر لحظهاى بريدى از هيبت و بىنيازى قرآن دست رد بسينهء وى باز نهد ، كه اين علم سرّ حقّست ، و اين مردان صاحب اسرار . پاسبان را با راز ملك چه كار ! اگر از ايشانى ، دوست را وفادارى بر دل نگار ، و اگر نه از ايشانى ، ترا با رفتن با دوستان چه كار ؟ !
رو گرد سرا پردهء اسرار مگرد * كوشش چه كنى كه نيستى مرد نبرد
و اگر بتعريف ازلى و توفيق ربّانى بنده به آن مقام رسد كه جلال عزّت قرآن او را به خود راه دهد ، و اسرار
لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ
پردهء غموض از روى اشكال فرو گشايد ، پس اگر استنباط كند او را رسد كه مصطفى ( ص ) او را دستورى داده ، و فتوى كرده كه :
« انّ من العلم كهيئة المكنون ، لا يعرفه الّا العلماء باللَّه ، فاذا نطقوا به لم ينكره الّا اهل العزّة باللَّه » .
16 - النوبة الاولى
( 4 / 91 - 86 )
قوله تعالى :
وَ إِذا حُيِّيتُمْ
و هر گه كه شما را بنوازند ،
بِتَحِيَّةٍ
بنواختى ،
فَحَيُّوا
باز نوازيد آن نوازنده را ،
بِأَحْسَنَ مِنْها
بنواختى نيكوتر از آن ،
أَوْ رُدُّوها
يا آن نواخت او را راست هم چنان باز دهيد ،
إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَسِيباً ( 86 )
اللَّه بر همه چيز گوشوان « 1 » است ، و هر كارى را بسنده .
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
اللَّه آنست كه خدايى نيست مگر او ،
لَيَجْمَعَنَّكُمْ
شما را فراهم ميآرد ،
إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ
تا بروز رستاخيز ،
لا رَيْبَ فِيهِ
هيچ
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : نگهبان . )