من قتّ فلانا اقوته : اى اعطيته قوّة و حفظته به . و
فى الخبر : « كفى بالمرء اثما ان يضيع من يقوت » ،
و
يروى : من يقيت . فالقوت ما به استقلال النّفس ، و يكون قواما لها ، و سبب بقائها .
النوبة الثالثة
قوله تعالى :
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ
الآية - اظهار عزّت قرآن است ، و نشر « 1 » بساط توقير كلام خداى جهانست ، كلامى كه دلهاى عارفان را شفا است ، اسرار آشنايان را ضيا است ، جانهاى دوستان را غذا است ، درد درماندگان را درمان و دواست ، كلامى كه سناء الهيّت مطلع قدم اوست ، قرآنى كه بتيسير ربوبيّت تنزّل اوست ، يادگارى كه قبّهء حفظ حق مأمن اوست ، كلامى كه جانها را تذكرت است ، و دلها را عدّتست ، امروز وسيلت ، و فردا را ذخيرتست . مصطفى ( ص ) گفت :
« لو كان القرآن فى اهاب ما مسّه النّار » ،
اگر چنان بودى كه اين قرآن در پوستى نهاده بودى ، آن را فردا بنسوختندى . پس چون در دل بنده مؤمن يابند با معرفت ايمان ، هم اولىتر كه نسوزند . امّا كسى بايد كه به قرآن راه جويد ، تا قرآن او را بر راه دارد ، كه قرآن راه جويان را راهست ، و يار خواهان را يار است ، مؤمن كه راه ميجويد ، او را ميراند بزمام حق ، در راه صدق ، و رسن صواب ، بر چراغ هدى ، و بدرقهء مصطفى ، روى بنجات ، وادى بوادى ، منزل به منزل ، تا فرود آرد او را در
مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
، و بيگانه كه راه جوى و بارخواه نيست ، لا جرم قرآن او را روشنايى و راه نيست ،
وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً
.
محمد بن اسحاق گفت : در خواب نمودند مرا كه قيامت برخاسته بود ، و حق
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : نثر . )