يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ
مىكشتن كنند از بهر ديو و بر مهربت ،
فَقاتِلُوا
شما [ كه مؤمنانايد ] جهاد كنيد ،
أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ
با نيك خواهان ديو ،
إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً ( 76 )
كه ساز ديو كه وى سازد سست است تا بود .
النوبة الثانية
قوله تعالى :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ
- خداوند عالم ، جليل و جبّار درين آيت مؤمنان را فرمود تا خويشتن را در تهلكه نيفكنند ، و در جنگ دشمن ساز و عدّت تمام بردارند ، و سلاح در پوشند ، و از دشمن حذر كنند ، و فرمود تا حق جهاد بجاى آورند و در آن سستى نكنند . جوك جوك « 1 » بيرون شوند بجنگ دشمن ، يا پس همه بهم بيرون شوند . مفسّران گفتند : اين بفرمود ، آن گه منسوخ كرد به آنچه گفت :
وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً
. عبد الرحمن بن زيد بن اسلم گفت : « فانفروا ثبات » معنى آنست كه گروه گروه پراكنده « 2 » از پس يكديگر ميرويد چون رسول خدا با شما نباشد ،
أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً
پس اگر رسول ( ص ) بيرون شود و شما با وى باشيد همه بهم باشيد . جماعتى پراكنده « 3 » كه از هم بيفتاده باشند ايشان را ثبات گويند . يكى از آن ثبة گويند ، و جمع را ثبون و ثبين گويند ، همچون عضين و عزين .
اگر كسى گويد كه : كارها همه بتقدير الهى است و به هيچ حال بتقدير در نتوان گذشت ، پس چرا حذر فرموده است ؟ و چه فايده در آنست ؟ جواب آنست كه حذر فرمودن آرام دل بنده راست ، و طمأنينت نفس وى ، نه براى آن تا دفع قدر كند .
اين همچنانست كه اعرابى را گفت
حين قال له انّى خلّفت ناقتى بالعراء و توكّلت
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : جوق جوق .
( 2 ، 3 ) - نسخهء الف : پركنده