كه اللَّه در گذارنده است آمرزگار هميشهء .
أَ لَمْ تَرَ
نهبينى ، ننگرى ؟
إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا
بايشان كه ايشان را دادند ،
نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ
بهرهاى از كتاب آسمانى ،
يَشْتَرُونَ الضَّلالَةَ
گمراهى ميخرند ،
وَ يُرِيدُونَ
و نيز ميخواهند ،
أَنْ تَضِلُّوا السَّبِيلَ ( 44 )
كه شما راه گم كنيد .
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدائِكُمْ
و اللَّه داناتر دانائيست بدشمنان شما ،
وَ كَفى بِاللَّهِ وَلِيًّا
و خداى يارى بسنده است ،
وَ كَفى بِاللَّهِ نَصِيراً ( 45 )
و داورى دارى بسنده .
مِنَ الَّذِينَ هادُوا
از ايشان كه جهود شدند قومى هستند ،
يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ
سخنان اللَّه مىبگردانند ،
عَنْ مَواضِعِهِ
از آن جايهاى خويش ،
وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا
و به زبان ميگويند كه شنيديم ،
وَ عَصَيْنا
و [ در دل ميدارند كه ] فرمان بردار نهايم ،
وَ اسْمَعْ
[ چون بنزديك تو آيند گويند ] بما نيوش ،
غَيْرَ مُسْمَعٍ
، [ و در دل ميدارند كه ] شنوايندهء مباد ،
وَ راعِنا
و به زبان ميگويند ترا كه
راعِنا
[ و به آن هجو تو ميخواهند ] ،
لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ
اين گردانيدن زبان عربى است به زبان عبرى در سخن
وَ طَعْناً فِي الدِّينِ
و طعن جستن است در دين [ اسلام و رسول خدا ] ،
وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا
و اگر ايشان گوينديد « 1 »
سَمِعْنا وَ أَطَعْنا
شنيديم و فرمان برديم [ به زبان و بدل ] ،
وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا
و [ گوينديد « 2 » بجاى راعنا كه
اسْمَعْ وَ انْظُرْنا
] نيوش و در ما نگاه كن ،
لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ
ايشان را به باشد و راستتر باشد ،
وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ
، لكن خداى بر ايشان لعنت كرد بكافر شدن ايشان ،
فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا ( 46 )
تا بنگروند مگر اندكى .
هامش
( 1 ، 2 ) - نسخه ج گويند . 64