چنان كه مردان را ثواب است در جهاد ، زنان را ثواب است در پارسايى ، و خويشتن دارى ، و شوهران را فرمان بردارى . قول سدى آنست كه : چون مردان را در ميراث دو بهر آمد ، و زنان را يك بهر ، مردان گفتند : چنان كه امروز در ميراث ما را بر زنان فضل دادند ، اميد داريم كه فردا قيامت در ثواب اعمال ، ما را بر ايشان فضل بود ، اين بود آرزوى مردان . و زنان نيز آرزو كردند ، گفتند : چنان كه امروز ما را ميراث نيمهء مردان است اميد داريم كه فردا در قيامت گناهان ما نيمهء گناه مردان بود . ربّ العالمين اين آيت فرستاد ، يعنى كه اين آرزو مكنيد كه فردا ثواب و عقاب باندازهء كردار بود ، هم مردان را و هم زنان را . كلبى گفت : اين تمنّى كه ايشان را از آن نهى كردند شبه حسد بود بر ايشان كه مال داشتند ، و زن و فرزند بر مراد ، و چاكران و چهارپايان نيكو . ايشان مىحسد بردند و دريغ ميداشتند ، و خود را آن ميخواستند . ربّ العالمين گفت : اين آرزو مكنيد ، و گر حاجت بمال داريد از فضل خداى خواهيد .
اينست كه گفت جلّ جلاله :
وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ
، بفتح سين بى همزه قراءت مكى و كسايى است ، و وجه اين قراءت آنست كه همزه را حذف كردند تخفيف را ، و حركت وى با سين دادند . باقى قرّاء
وَ سْئَلُوا اللَّهَ
خوانند ، با ثبات همزه بر اصل خويش ، زيرا كه همزه عين فعل است ، و كلمه امر مخاطبه است ، بمنزلت اقطعوا ؛ و فضل اينجا بمعنى رزق است ، ميگويد : حسد مبريد ، و روزى از خدا خواهيد .
قال رسول اللَّه ( ص ) : « سلوا اللَّه من فضله ، فانّه يحبّ ان يسأل ، و انّ من افضل العبادة انتظار الفرج .
و
قال : « من لم يسل اللَّه من فضله غضب عليه » ؛
و قالت عائشة : « سلوا ربّكم حتّى الشّسع « 1 » ، فانّه ان لم ييسّره اللَّه عزّ و جلّ لم يتيسّر » ، و قال سفيان بن عيينة :
« لم يأمر بالمسألة الّا ليعطى » .
وَ لِكُلٍّ جَعَلْنا مَوالِيَ
الآية - اين آيت را دو تأويل گفتهاند : يكى آنست كه
هامش
( 1 ) - الشسع : بالكسر ، دوال نعل ، بقيهاى از مال و اندك از مال ، يقال : له شسع مال اى قليل منه ( منتهى الارب )