وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
و هر كه نافرمان آيد در خداى و در رسول وى ،
وَ يَتَعَدَّ حُدُودَهُ
و درگذرد از اندازههاى وى ،
يُدْخِلْهُ ناراً
در آرد وى را در آتشى
خالِداً فِيها
جاويدان در آن ،
وَ لَهُ عَذابٌ مُهِينٌ ( 14 )
و او راست عذابى خوار كننده و نوميدى پيش آرنده .
النوبة الثانية
قوله تعالى :
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً
الآية . . . - اين آيت در شأن قيّمان مستحلّ فرو آمد ، ايشان كه مال يتيمان خورند بناحق ؛ و اين آنست كه قيّم بيش از آن مزد كه وى را بود بمعروف . از مال يتيم بر گيرد . مقاتل حيان گفت : مردى بود از قبيله غطفان ، او را مرثد بن زيد ميگفتند ، پسر برادر وى يتيم بود ، و مال آن يتيم در تحت ولايت و تصرّف وى بود . دست در نهاد و از آن مال يتيم آنچه خواست برگرفت و خورد و داشت . رب العالمين در شأن وى اين آيت فرستاد .
إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً
- يعنى عاقبت و سرانجام خورندهء مال يتيم آتش است . اين همچنانست كه مصطفى ( ص ) گفت كسى را كه از پيرايهء زرين يا سيمين آب خورد :
انّما يجرجر « 1 » فى بطنه نار جهنّم ،
يعنى عاقبت وى آنست كه به آتش رسد . و
قال ( ص ) : البحر نار فى نار ، اى عاقبته كذلك .
و ذكر بطون در آيت بسط سخن راست ، و تعجيل وعيد را ، چنان كه گويند : فلان چيز طوق كردند در گردن وى ، و طوق خود در گردن بود ؛ و چشم وى از چشم خانه بركشند ، و چشم خود در
هامش
( 1 ) - جرجر الشراب : آواز كرد ، و جرجره : شراب با آواز خورانيد او را ، جرجرة آواز كردن گلو ( منتهى الارب ) .