قومى گفتند : سفها درين آيت يتيمان و معتوهاناند كه بر مال ايشان قيّم گماشتهاند ، و آنچه اضافت مال با اولياء كرد با آنكه مال آن سفها است دو معنى را كرد : يكى آنكه جنس مال اضافت با ايشان كرد ، و جنس مال آن همه آدميان است كه قوام ايشان بدانست ، و معيشت ايشان در آنست ، هم چنان كه جاى ديگر گفت :
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ
اى من جنس الآدميّين . ديگر معنى آنست كه :
اولياء قيّمان و مربّيان سفهاءاند ، و اموال سفهاء از روى ظاهر در دست و تصرف ايشانست كه اولياءاند ، ازين جهت اضافت آن با ايشان كرد .
جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً
اين يا بدل واو است يعنى « قواما » ميگويد : آن مال كه قوام شماست ، يعنى كه به آن بپائيد ، و به آن مىتوانيد بودن . مدنى و شامى « قيما » خوانند بى الف ، و قيم و قيام اينجا بمعنى هر دو يكى است . و گفتهاند : « قيم » جمع قيمتست ، و بدين معنى يا هم بدل واوست ، لأنّ القيمة اصلها الواو ، يقال لها القيمة لأنّها تقوم مقام الشيء ، و تقول « قوّمت الشّىء تقويما » . و حكى ابو الحسن الاخفش فيه قوما بالواو على الاصل ، و معنى آنست كه آن مال كه خداى شما را آن ، قيمتهاى همه چيز كرد ، و بجاى ايستيد همه چيز را .
وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها
- ميگويد : يتيمان را و معتوهان را روزى ميدهيد در آن اموال ، « فيها » گفت نه « منها » ، اشارت است فرا تجارت در مال سفها ، تا مايه بجاى ماند ، اگر منها بودى مال زود بتلف آمدى . و يقرب منه
قوله ( ص ) : « من ولّى يتيما و له مال فليتّجر له بماله ، و لا يتركه حتّى تأكله الصّدقة » .
« و اكسوهم » - جدا ياد كرد از بهر آنكه بيشتر رزق در مأكول و معتلف گويند .
وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً
- ميگويد : ايشان را سخن خوش گوئيد ، يعنى