مر اين زنان را ، يقال نحلتك كذا ، فهو لك نحل و نحلة ، اذا ضممت النون اسقطت الهاء . و كاوين زنان هر چند سبكتر و كمتر ، آن در شرع پسنديدهتر و نيكوتر .
مصطفى ( ص ) گفت :
« اعظم النساء بركة اقلّهن مؤنة »
و مستحبّ آنست كه كاوين به پانصد درم سپيد زيادت نكنند ، كه كاوين زنان مصطفى ( ص ) چنين بود . روى عن عائشة انّها قالت : كان صداق رسول اللَّه لازواجه اثنتى عشرة اوقيّة و نشأ ؛ تدرون ما النشء ؟ نصف اوقيّة .
و در خبر است كه زنى بر مصطفى ( ص ) آمد ، و خود را بر وى عرض كرد ، و مىخواست كه او را زن كند ، گفت : يا رسول اللَّه من تن خويش به تو دادم ، و در حكم تو كردم ، و راى تو در خود پسنديدم . رسول ( ص ) در وى رغبت نكرد . مردى آنجا حاضر بود ، گفت : يا رسول اللَّه او را بزنى به من ده . رسول ( ص ) گفت : هيچ چيز هست ترا كه بكاوين وى كنى ؟ گفت : نه ! گفت : و لا خاتم من حديد ؟ و نه انگشترى از آهن ؟ گفت :
نه انگشترى از آهن ، لكن اين برد كه دارم به دو نيم كنم . نيمهاى خود برگيرم ، و نيمهاى بكاوين بوى دهم . رسول ( ص ) گفت :
هل معك من القرآن شىء ؟
با تو از قرآن چيزى هست ؟ يعنى از آن هيچ ميدانى ؟ گفت : نعم ، آرى دانم . رسول ( ص ) گفت :
زوّجتكها بما معك من القرآن ،
او را بزنى به تو دادم ، به آنچه از قرآن ميدانى ، يعنى كه تا او را درآموزى . رسول خدا كاوين وى تعليم قرآن كرد . اين خبر دليل است كه كاوين اگر چه اندك بود در عقد نكاح رواست ، كه اگر روا نبودى رسول نگفتى : « و لا خاتم من حديد » . و نيز دليل است كه بر تعليم قرآن مزد ستدن و معلّم را به مزد گرفتن رواست .
و آنجا كه گفت :
وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً
دليل است كه اگر كاوين بسيار بود هم رواست . امّا اگر در عقد نكاح كاوين مسمّى نكند عقد درست باشد ، اما بدخول ، مهر المثل واجب شود ، و اعتبار مهر المثل ، بزنان عصبات است نه بمادر خويش . و
روى عن النّبي ( ص )