وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ
الآية - خبيث و طيّب اينجا حرام و حلالست ، چنان كه جايى ديگر گفت :
قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ
. و معنى تبدّل آنست كه قيّم يتيم اگر در مال يتيم چيزى نيكو ديدى از زر و سيم و جامه و چهارپاى ، آن را برگرفتى ، و بجاى آن بدلى نهادى « 1 » كه از آن كمتر بودى ، و ردىتر . رب العالمين ايشان را از آن نهى كرد ، گفت :
وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ
.
وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ
اى مع اموالكم .
إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيراً
- اين كان وقوع راست در حال ، و عرب كان گويند ماضى را ، و كان گويند حال را ، و كان گويند مستقبل را ، و اللَّه جلّ جلاله مستقبل را ميگويد :
وَ كانَ يَوْماً عَلَى الْكافِرِينَ عَسِيراً
. حوب بضم حا اسم است ، و حب بفتح ، مصدر ، حاب يحوب حوبا . و يقال هذا الامر حوب و حوبة و حاب .
وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى
الآية - معنى آيت آنست كه در زمان اول يتيمان را قيّمان بپاى ميگردند ، از آن قيّم بود كه يتيمهاى را ديد با مال بىجمال ، مال وى را مىخواست كه او را بزنى كند ، و مىترسيد كه وى را بزنى نگاه نتواند داشت از زشتى صورت وى ، و در مال وى رغبت مىكرد . اين آيت آمد ، يعنى كه اگر ميترسيد كه با آن يتيمه بداد نتوانيد زيست يتيمه را گذاريد ، و مال وى با وى سپاريد ، در وقت بلوغ و ايناس رشد ، و رويد و زن خواهيد ، خواهيد يكى ، خواهيد دو ، خواهيد سه ، خواهيد چهار ، كار بر شما فراخ است . آن يتيمه را و مال وى را آزاد داريد . و برين معنى « خفتم » بمعنى « علمتم » است ، خوف و خشيت بمعنى علم رواست ، چنان كه جاى ديگر گفت :
إِلَّا أَنْ يَخافا
،
فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيما
.
فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما
،
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ
اين همه بمعنى علم است .
آن گه حقّ زنان و داد ايشان را فرا پيوست ، گفت :
فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا
هامش
( 1 ) - نسخهء ج : نهاديد . )