مبالغت ، يعنى : بزارى كشتند ايشان را ، و آن حمزه بود كه شكم وى بشكافتند ، و جگر بيرون كشيدند .
بَلْ أَحْياءٌ
- ايشان را « احياء » خواند ، كه ارواح ايشان را در شكمهاى مرغان از ميوهء بهشت روزى ميرسانند ؛ روزى مقدر در وقت معين ، هم چنان كه زندگان را باشد . و گفتهاند كه : ايشان را « احياء » خواند از بهر آنكه ارواح ايشان تا بقيامت هر شب زير عرش مجيد بسجود درآيند ، همچون ارواح زندگان مؤمنان آن گه كه بوضو در خواب شوند . و گفتهاند : شهيدان را تا بقيامت هر سال ثواب غزوى بنويسند از آنكه سنّت جهاد بنهادند ، پس ايشان را « احياء » بدان خواند كه هم چنان كه زندگان را در جهاد ثواب نويسند ايشان را نيز مىنويسند . و گفتهاند : ايشان را نشويند و با جامهء خويش بگذارند چنان كه زندگان را .
قال ( ص ) : « زمّلوهم بدمائهم و كلومهم ، فانّهم يحشرون يوم القيامة بدمائهم ، اللّون لون الدّم ، و الرّيح ريح المسك . »
و گفتهاند كه : خاك نخورد ايشان را در گور ، چنان كه زندگان را نخورد .
در آثار بيارند كه : چهار كس آنند كه خاك نخورد ايشان را بعد از مرگ : انبياء ، علماء ، شهداء ، و حافظان يعنى حملهء قرآن . و درين معنى آوردند كه عمرو بن الجموح و عبد اللَّه بن عمرو بن حزام هر دو روز احد شهيد گشتند ، و هر دو را در يك گور نهادند ، و گور ايشان بر گذرگاه سيل بود . بعد از چهل و شش سال سر ايشان باز كردند ، تا بجاى ديگر نقل كنند از بيم سيل ، ايشان را تازه ديدند .
چنان كه گويى يك روز گذشته است تا ايشان را دفن كردهاند ، و خاك ايشان را ناخورده و تباه ناكرده .
قوله :
عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
- اى من ثمار الجنّة و تحفها . رزق نامى است چيزى را مقدّر در وقتى معيّن ؛ چنان كه جاى ديگر گفت :
وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيها بُكْرَةً وَ عَشِيًّا
.