لا جرم رب العالمين وى را در آن وفا بستود و از وى بپسنديد و گفت :
وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى
. و به داود وحى آمد كه : يا داود ! هيچ بنده نيست كه بر من توكل كند ، وز همه جهانيان دست در ما زند . و اگر چه همه آسمان و زمين بمكر و كيد وى برخيزند كه نه وى را از آن خلاص دهم ، و از همه اندوه برهانم . سعيد بن جبير گفت : مرا كژدمى درگزيد ، مادرم سوگند برنهاد كه دست فرا ده تا افسون كنند ، گفتا براى سوگندان مادر ، آن ديگر دست كه بسلامت بود فرا افسونگر دادم ، و آنكه بر آن رنج و درد بود ندادم ، براى آن خبر كه مصطفى ( ص ) گفته است : متوكل نباشد كسى كه افسون و داغ كند . و اين در آن خبر است كه مصطفى ( ص ) گفت :
« أريت الامم بالموسم فرأيت امّتى قد ملئوا السهل و الجبل ، فاعجبنى كثرتهم و هيبتهم ، فقيل لى أ رضيت ؟ قلت نعم ! قال و مع هؤلاء سبعون الفا يدخلون الجنة به غير حساب . لا يكتوون و لا يتطيّرون و لا يسترقون و على ربهم يتوكلون . فقام عكاشة بن محصن فقال : يا رسول اللَّه ادع اللَّه ان يجعلنى منهم ، فقال ( ص ) : اللّهمّ اجعله منهم . فقام آخر فقال : ادع اللَّه ان يجعلنى منهم . فقال : سبقك بها عكاشة » .
سهل بن عبد اللَّه التسترى گفت : توكل حال رسول خداست و كسب سنت وى است ، هر كه بر كسب طعن كرد بر سنت وى طعن كرد ، و هر كه بر توكل طعن كرد بر ايمان طعن كرد . آن گه گفت : اگر از حال رسول ( ص ) درمانى ، نگر تا سنت او دست بندارى ! گفتند : يا شيخ ! آن توكل كه حال وى بود عبارت از آن چه نهيم ؟ گفت :
« قلب عاش مع اللَّه بلا علاقة » . و هو المشار اليه بقوله تعالى :
ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى
.
و
قال ( ص ) : « من سرّه ان يكون اقوى النّاس فليتوكّل على اللَّه ، و من سرّه ان يكون اسعد « 1 » النّاس فليتّق اللَّه ، و من سرّه ان يكون اغنى النّاس فليكن بما فى يد اللَّه اوثق منه بما فى يده » .
هامش
( 1 ) - نسخه : اكرم . )