فانى رسول اللَّه من يكر فله الجنة . ميگويد : رسول شما را ميخواند و اين خبر ميگفت و شما اجابت نكرديد ، و با وى ننگرستيد . يقال : جاء فلان فى آخر النّاس ، و آخرة النّاس ، و اخرى النّاس و اخرات النّاس ، و اخريات النّاس .
فَأَثابَكُمْ
اى : جازاكم . و الثواب يكون خيرا و يكون شرا ، كالبشارة تكون بخير و بشرّ .
غَمًّا بِغَمٍّ
- اى : مع « غمّ » و قيل : متصلا بغم ، غمى در غمى پيوسته ، و دو غم بر سر هم نشسته : يكى غم هزيمت ، ديگر غم آنكه از ابليس شنيده بودند كه محمد ( ص ) را بكشتند .
لِكَيْلا تَحْزَنُوا عَلى ما فاتَكُمْ
- يعنى الفتح و الغنيمة ،
وَ لا ما أَصابَكُمْ
من القتل و الهزيمة .
وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ ، ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ
- اين در شأن هفت كس فرود آمد از ياران مصطفى ( ص ) ابو بكر صديق ، عمر فاروق ، على المرتضى و الحارث بن الصمة ، و سهيل بن حنيف و دو مرد انصارى . ميگويد : شما را پس از غمّ قتل و هزيمت أمن دادم ، خواب بر شما افكندم و خواب نشان أمن است و سكون دل و زوال غم و ترس . « امنة » و « امن » يكى است . و از بهر آن بر « نعاسا » واو نيست كه آن تفسير امنة است .
« تغشى طائفة » - كه بتا خوانى بر قراءت كسايى و حمزه فعل « امنة » راست ، و كه بيا خوانى بر قراءت باقى فعل « نعاس » راست . ميگويد : خواب در ميپيچيد در گروهى از شما .
وَ طائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ
- و گروهى بودند ، يعنى منافقان : معتب بن قشير و اصحاب او كه نه أمن بود ايشان را و نه خواب . ايشان را همه تيمار و غم خويش گرفته بود و همت ايشان همه در كار خويش و در خلاص نفس خويش .