گويند بفتح عين . اين جا كژى راه دين ميخواهد كه درك آن بفكرت بود . ميگويد :
كه شما عيب و كژى ميجوئيد راهى را كه اللَّه راست نهاد ، و خود ميدانيد و گواهانيد براستى آن راه . و آن آنست كه در تورات خواندهايد كه : ان الدين عند اللَّه الاسلام و ان محمدا رسول اللَّه و لفظ شهادت دو معنى را استعمال كنند : يكى معرفت عقل ، و ديگر عقد زبان . امّا معرفت عقل آنست كه گفت :
أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ
- اى عارف بعقله .
اما عقد زبان آنست كه گفت :
فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَكُمْ مِنَ الشَّاهِدِينَ .
و بر هر دو معنى
وَ أَنْتُمْ شُهَداءُ
تفسير كردهاند : يعنى و انتم عقلاء تعرفون ذلك بعقولكم . و قيل
أَنْتُمْ شُهَداءُ
اى انتم قد اخذ عليكم العهد بقوله
وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ ،
الآية . . . و قيل و أنتم شهدتم بنبوّته قبل بعثته .
قوله :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا فَرِيقاً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ
الاية . . .
اين در شأن اوس و خزرج فرو آمد كه قومى جهودان ميان ايشان اغرا كردند و قصد آن كردند كه ايشان را در فتنه افكنند ، و از دين برگردانند . ربّ العالمين گفت : اگر شما فرمان بريد گروهى را از اهل تورات ، و آن گروه عالمان ايشان بودند ، و از بهر آن گروه مخصوص كرد كه نه هم چنان بودند . نه بينى كه گفت :
مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ
، تخصيص از آنست كه تا اين گروه پسنديده در تحت آن خطاب نشوند . ميگويد : اگر شما ايشان را فرمان بريد ، شما را از ايمان باز پس آرند . و ايمان را دو طرف است : يكى ابتدا كه بنده در روش آيد و آهنگ ايمان دارد . ديگر كمال ايمان ، چنان كه در وصف ايشان گفت :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ
الآية و درين آيت كه گفت :
يَرُدُّوكُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ كافِرِينَ
ابتداء ايمان خواهد نه كمال ايمان ، كه آن كس كه بكمال ايمان رسد محال باشد كه وى را باز پس آرند . بزرگان دين ازين جا گفتهاند : ما رجع من رجع الا من الطريق .