وى را حاجت نيست بطاعت مطيعان و عمل عاملان . بنده اگر عمل كند خود را سود كند كه به ثواب و نفع آن رسد ؛ و اگر معصيت كند ، بر خود زيان كند كه از ثواب درماند .
قوله :
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ
الآية . . . - اگر كسى سؤال كند كه چون است كه جهودان و ترسايان اگر بمقتضى كتاب عمل كنند يا نكنند ايشان را اهل كتاب گويند ، گاه بر سبيل مدح و گاه بر سبيل ذمّ ، و مسلمانان را جز بر طريق مدح اهل قرآن نگويند ؟ تا ايمان و عمل نبود اين نام بر ايشان نيوفتد ؟
جواب آنست كه : كتاب لفظى مشترك است ميان تورات كه از آسمان فرو آمد و ميان آنچه جهودان در افزودند و نبشتند ، چنان كه ربّ العالمين گفت :
يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ .
پس ايشان را بر سبيل ذمّ به آن دست نبشتهء خويش باز خواند ، يعنى كه يا اهل كتاب مبدّل محرّف ! و اين تحريف و تبديل به حمد اللَّه در قرآن نيست . و قرآن جز نام خاص آيات منزّل نيست ، ازين جهت جز بر سبيل مدح و بر مقتضى ايمان كسى را از اهل قرآن نگويند .
قوله :
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ
اين در شأن جهودان آمد كه نبوت محمد ( ص ) را منكر بودند ، و حجّ كردن را واجب نمىديدند ، و آيات كه در وجوب آن فرو آمد در كتب منزّل نمىپذيرفتند . آن گه گفت :
وَ اللَّهُ شَهِيدٌ عَلى ما تَعْمَلُونَ
پوشيده ميداريد بر خداى آنچه بر وى پوشيده نشود ؟ ندانيد كه وى عزّ و جلّ حاضر است بعلم هر جاى و دانا بهر جزاى و گواه بهر نهان و پيداى .
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَها عِوَجاً وَ أَنْتُمْ شُهَداءُ
الآية . . . البغية ، الطلبة . يقال بغيته كذا ، و بغيت له ، و ابغنى شيئا اى ابغ لى ،
تَبْغُونَها عِوَجاً
اى تبغون لها عوجا بالشبه الّتى تلبسون بها على سفلتكم . هر كژى كه درك آن بفكرت بود ، عوج گويند ، بكسر عين . و هر چه درك آن به چشم بود ، عوج