ترسايان گويند ، بلكه من بندهء خدايم آفريدهء اويم و وى خداوند من . و نيز رد ايشانست كه در مادر وى طعن زدند كه :
يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ
! رب العالمين براءة ساحت مريم را ، و روشنايى چشم وى را آن سخن در حال طفوليت بر زبان وى براند .
اين جا نكتهاى عزيز است : چون در علم خدا بود كه مريم از عيسى روشنايى چشم و سرور دل خواهد بود در دنيا و در عقبى ، رب العالمين بار و رنج عيسى در وقت ولادت بر وى نهاد ؛ و ذلك فى قوله تعالى :
فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ
- تا حق وى واجب شد . آن گه در مقابلهء آن رنج و شدت نعمت و راحت بوى رسيد . - و حال مصطفى ( ص ) با مادر وى به عكس اين بود ، چون در علم خدا بود كه مادر را از وى نصيب نخواهد بود ، نه در دنيا نه در آخرت ، بار مصطفى ( ص ) بر وى ننهاد ، و در وقت ولادت هيچ رنج بوى نرسيد ، تا حقى واجب نگشت . نظير اين قصهء نوح ( ع ) است با امت خويش ، و قصهء مصطفى ( ص ) است با امت خويش . نوح را گفتند : رنج امّت بر خويشتن منه و بار بلاء ايشان مكش ، كه هرگز ترا از ايشان روشنايى چشم و سرور دل نخواهد بود ،
لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ
پس بر مقتضى اين خطاب دعا كرد :
رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً
، ففعل اللَّه ذلك ، و مصطفى ( ص ) را گفتند : يا سيد ! رنج امت خويش احتمال كن ، و بر ايشان صابر باش
فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ
و اگر ازيشان زشتى بينى از آن درگذر و عفو كن :
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ
كه ترا از ايمان ايشان روشنايى چشم و سرور دل خواهد بود .
اينجا لطيفهاى گفتهاند چنانستي كه : رب العالمين گفتى : بندهء من هر چه بلا و محنت و شدت است از بيمارى و گرسنگى و تشنگى و غم روزى و بيم عاقبت ، اين همه