آمَنَّا
گويند ما گرويدهايم
وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ
- و چون كه واسالاران خويش رسند و از گرويدگان خالى شوند .
قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ
- گويند ما با شماايم
إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ 14
- ما بر مؤمنان افسونگرانيم -
اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ
- اللَّه برايشان مىافسوس كند .
وَ يَمُدُّهُمْ
- و مىفرا گذارد ايشان را
فِي طُغْيانِهِمْ
- در گزاف ايشان
يَعْمَهُونَ 15
تا متحيّر مىباشند .
أُولئِكَ الَّذِينَ
- ايشان آنند
اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى
كه گمراهى را بخريدند و راست راهى بفروختند .
فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ
سودمند نيامد بازرگانى ايشان
وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ 16
و راست راه نيامدند .
مَثَلُهُمْ
- صفت ايشان
كَمَثَلِ الَّذِي
- راست چون صفت مردى است
اسْتَوْقَدَ ناراً
- كه آتشى افروخت در هامون
فَلَمَّا أَضاءَتْ
- چون روشن كرد آتش
ما حَوْلَهُ
- گرد بر گرد وى
ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ
- اللَّه آن روشنايى ايشان ببرد -
وَ تَرَكَهُمْ
- و ايشان را گذاشت
فِي ظُلُماتٍ
- در تاريكيها
لا يُبْصِرُونَ . 17
- كه هيچ نمىبينند
صُمٌّ
- كراناند
بُكْمٌ
- گنگاناند
عُمْيٌ
- نابيناياناند
فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ
- پس ايشان از كفر باز نيايند .
أَوْ كَصَيِّبٍ
- يا چون بارانى سخت
مِنَ السَّماءِ
- از آسمان
فِيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ
- كه در آن باران هم تاريكيها بود و هم رعد و هم برق .
يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ
- انگشتهاى خود در گوشهاى خود ميكنند
مِنَ الصَّواعِقِ
- از بيم آن كه صاعقه رسد بايشان
حَذَرَ الْمَوْتِ
- از بيم مرگ -
وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ . 19
و اللَّه پادشاه است بر ناگرويدگان و تاونده با ايشان .
يَكادُ الْبَرْقُ
- خواهد آن برق درخشنده -
يَخْطَفُ أَبْصارَهُمْ
- كه ديدههاى ايشان بربايد
كُلَّما أَضاءَ لَهُمْ
- چون ايشان را جاى روشن كند
مَشَوْا فِيهِ
- در آن