مكنيد جز كه بدان وجه اللَّه خواهيد ، يعنى كه تا اللَّه شما را به آن ثواب دهد و بديدار خود رساند . اهل تحقيق گفتهاند - وجه اللَّه در آيات و اخبار بر دو وجه است : يكى وجه حقيقت ذات ، ديگر وجه بمعنى ثواب ، اما وجه حقيقت آنست كه گفت عز جلاله
وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ
اى يبقى ربك بوجه ، فقامت الصفة مقام الذات ، كقوله تعالى
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
اى الا ربّك بوجهه . و منه قوله تعالى
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ .
قالت ائمة اهل السنة ، اى الى وجه ربها ، اين وجه حقيقت است ، همچنانك مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم گفت -
« اللهم انى اعوذ بنور وجهك الذى اضاءت له نور السماوات »
و
روى انه قال صلّى اللَّه عليه و آله و سلم - « اللهم انى اسالك الرضاء بعد القضاء و برد العيش بعد الموت ، و اسألك لذة النظر الى وجهك . »
و
كان صلّى اللَّه عليه و آله و سلم يقول « اللهم انى اعوذ بوجهك الكريم و اسمك العظيم من الكفر و الفقر . »
و
قال فى سجوده « جل وجهك لا احصى ثناء عليك »
الى غير ذلك من اشباهه . اما وجه بمعنى ثواب آنست كه اللَّه در قرآن جايها گفت
إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ
إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى
يُرِيدُونَ وَجْهَهُ
إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ
.
وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ
- اى لا تنقصون من ثواب اعمالكم شيئا . آن گاه در آموخت كه اين صدقات بكه دهيد ، گفت - للفقراء ، اين فقرا درويشان مهاجراناند . ابن مسعود و ابو هريره و خباب و عمار و بلال قريب چهارصد مرد بودند كه ايشان را در مدينه خان و مان و اسباب و ضياع نبود ، و املاك و معاش نبود ، و بذكر خداى و عبادت وى چنان مستغرق بودند ، كه پرواى كسب و تجارت نداشتند ، و نيز با سؤال و طلب روزى نپرداختند ، مسكن ايشان بشب صفهء مسجد بود و بروز حضرت مصطفى ، در سفر و در حضر از وى غائب نه ، و در دل ايشان جز دوستى خدا و رسول نه . در خبر است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلم در مصعب بن عمير نگرست كه پوست ميش به خود در گرفته بود ، گفت
« انظروا الى هذا الذى نور اللَّه قلبه ، لقد رأيته بين ابويه يغذوانه باطيب الطعام و الشراب ، و لقد رأيت حلة شريت بمأتى درهم فدعاه حب اللَّه و حب رسوله الى ما ترون »
و در خبر است كه عمر خطاب هزار درم بسعيد بن عامر فرستاد ، سعيد با اهل خويش شد دلتنگ و اندوهگن . اهل وى گفت - چه افتاد