الحاح ، لانه تعالى وصفهم بالتعفّف و هو ترك السؤال ، ميگويد ايشان خود سؤال نكنند از مردمان تا در آن الحاح باشد يا لجاج ، چنانك عادت اهل سؤال باشد . بزرگان دين گفتهاند - اين غايت شفقت است بر مسلمانان ، چنانك يكى را ديدند درويش و گرسنه و هيچ سؤال نمىكرد ، او را گفتند چرا سؤال نكنى ؟ و ترا درين حال سؤال مباح است ، گفت - منعنى عن ذلك
حديث رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم « لو صدق السائل ما افلح من ردهم »
فكرهت ان يردنى مسلم فلا يفلح .
آن گه گفت :
وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ
- هر چه باصحاب صفه دهيد و بر ايشان نفقه كنيد ، اللَّه به آن داناست ، ميداند و مىبيند و فردا بدان پاداش دهد .
ابتداء آيت و انتهاء آن حثّ مسلمانان است بر نفقه كردن بر اصحاب صفه ، و بمواساة ايشان فرمودن و صدقهها بايشان دادن . مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم را گفت -
« لا اعطيكم و ادع اهل الصفة تطوى بطونهم من الجوع »
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً
اين آيت در شأن على بن ابى طالب ع آمد : - چهار درم داشت و در همهء خاندان وى جز آن نبود ، هر چهار درم بدرويشان داد ، يك درم بشب داد ، يكى بروز ، يكى بنهان ، يكى آشكارا .
رب العالمين او را بدان بستود و در شأن وى آيت فرستاد ، اين آن صدقه است كه در خبر مىآيد - كه يك درم بيشى دارد بر صد هزار درم - سبق درهم مائة الف درهم - گفتند - يا رسول اللَّه اين چگونه باشد ؟ گفت
رجل له درهمان فاخذ اجودهما و تصدق به ، و رجل له مال كثير فاخرج من عرضها مائة الف فتصدق بها »
و گفتهاند كه - رب العزة چون مسلمانان را تحريض كرد بر نفقهء اصحاب صفه ، عبد الرحمن عوف مال بسيار بايشان داد بروز ، چنانك هر كس ميديد ، و على بن ابى طالب ع يك وسق خرما كه شصت صاع باشد بايشان برد بشب ، و هيچكس آن نديد ، رب العالمين در شأن ايشان هر دو اين آيت فرستاد ، و گفتهاند - كه اين آيت در علف دادن ستور آمده كه راه غزا بسته باشند ، تا بدان جهاد كنند . ابو هريره هر گه كه بستورى فربه بگذشتى