بدان ميرسد ، خود خرمن سوخته است ، ديگران را خرمن سوخته خواهد رب العالمين كه آمرزگارست و بنده نواز وعدهء مغفرت و كرم ميدهد . آرى هر كس آن كند كه ، سزاى اوست ، وز كوزه همان برون تراود « 1 » كه دروست .
كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ
دعوت خداوند عز جلاله آنست كه گفت
يَدْعُوكُمْ لِيَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ
و دعوت شيطان ، آنست كه گفت
إِنَّما يَدْعُوا حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعِيرِ
شيطان بر حرص و رغبت دنيا ميخواند و اين بحقيقت درويشى است ، و اللَّه بر قناعت و طلب عقبى ميخواند و اين عين توانگرى است . در دين وجه توانگرى مه ، از آن كه در دنيا قانع بود ، از خلق بىنياز ، و بدل با حق هام راز ، و فردا در بستان فضل و كرم در بحر عيان غرقه نور اعظم .
شيخ الاسلام انصارى گفت قدس اللَّه روحه - توانگرى سه چيز است : توانگرى مال ، و توانگرى خوى ، و توانگرى دل . توانگرى مال سه چيز است : آنچه حلال است محنت است ، و آنچه حرام است لعنت است ، و آنچه افزونى است عقوبت است .
و توانگرى خو سه چيز است : خرسندى و خشنودى و جوانمردى . و توانگرى دل سه چيز است : همتى مه از دنيا ، مرادى به از عقبى ، اشتياقى فا ديدار مولى .
يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ
الآية . . . - گفتهاند كه - حكمت را حقيقتى است و ثمرتى ، اما حقيقت حكمت شناختن كارى است سزاى آن كار ، و بنهادن چيزى است بر جاى آن چيز ، و شناخت هر كس در قالب آن كس ، و بديدن آخر هر سخنى با اول آن ، و شناختن باطن هر سخنى در ظاهر آن ، و ثمرهء حكمت و زن معاملت با خلق نگه داشتن است ميان شفقت و مداهنت ، و وزن معاملت با خود نگه داشتن است ميان بيم و اميد ، و وزن معاملت با حق نگه داشتن است ميان هيبت و انس ، حكمت آن نور است كه چون شعاع آن بر تو زد ، زبان بصواب ذكر بيارايد ، و دل بصواب فكر بيارايد ، و اركان بصواب حركت بيارايد . سخن كه گويد بحكمت گويد ، دلها ربايد ، جانها را صيد كند ، فكرت كه كند بحكمت كند ، بازوار پرواز كند ، در ملكوت اعلى جولان كند ، و جز در حضرت عنديت آشيان نسازد .
هامش
( 1 ) كذا فى نسختى الف و د ، و تراود فى نسخة ج .