تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
مى بود . و حمزة بن عبد المطلب حاضر بود . حمزه بيرون آمد و شراب در وى كار كرده ، و دو شتر ديد از آن برادر زاده خود على بن ابى طالب . كه بر آن اذخر « 1 » ميآورند ، شمشير بر كشيد و قصد شتران كرد وى را گفتند - كه اين آن علىاند . وى گفت - « هل انتم الّا عبيد لابى » جواب داد - كه شما كه ايد مگر بندگان پدر من عبد المطلب ؟ و ايشان را هر دو پى زد و شكم بشكافت ، و جگر بيرون كشيد ، و بر آتش افكند . على ، در رسيد ، و آن حال ديد گريستن بر وى افتاد ، بر رسول خدا شد ، و آن قصه باز گفت . جبرئيل آمد و آيت آورد .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ
- تا آنجا كه گفت
فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ ؟
- رسول خدا بر منبر شد ، و اين آيت بر خواند ، و مى حرام كرد . مسلمانان برخاستند ، و با خانهاى خود شدند ، و ميها مىريختند . تا مى در كويهاى مدينه برفت و جايهاى آن مى كس بود كه مى شكست ، و كس بود كه به آب و گل مى شست بعضى مفسران گفتند - كه موضع تحريم آنست كه گفت : -
فَاجْتَنِبُوهُ
- اى فاتركوه . و قومى گفتند .
فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ ؟
اى انتهوا - كما قال فى سورة الفرقان : -
أَ تَصْبِرُونَ
و المعنى - اصبروا - و لهذا قال عمر عند نزول الآية : ا « نتهينا يا رب ! »

فصل

مذهب شافعى آنست : كه هر شرابى كه جنس آن مستى آرد ، اگر خمر بود و اگر نبيذ مطبوخ يا خام ، از خرما ، يا از مويز ، يا از گندم ، يا از گاورس ، يا از عسل ، اندك و بسيار آن حرامست ، و آشامندهء آن مستوجب حدّ ، اگر مست شود و اگر نه مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم گفت : - « كل مسكر خمر ، و كل خمر حرام انّ من التمر خمرا و ان من البر خمرا و ان من الشعير خمرا و ان من العسل خمرا » و روى انه قال : « انهاكم عن قليل ما اسكر كثيره » و عن عبد اللَّه بن عمر قال - قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلم : « من
هامش
( 1 ) الاذخر : الحشيش الاخضر . نبات طيب الرائحة ، الواحدة [ اذخرة ] جمع ، أذاخر ، ( المنجد )