تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
شكر را باشم : قال - فبسط الملك جناحه و حمله الى السماء . و قيل التزم الحسن بن على ع الركن فقال - الهى انعمتنى فلم تجدنى شاكرا و ابتليتنى فلم تجدنى صابرا ، فلا انت سلبت النعمة به ترك الشكر ، و لا ادمت الشّدة به ترك الصبر ، الهى ما يكون من الكريم الّا الكرم . اگر كسى گويد -
يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ . . .
- از روى ظاهر اين خطاب همان فائده داد كه
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ
پس فائده اعادت چيست ؟ جواب آنست : كه اهل تحقيق گفتند - :
يا أَيُّهَا النَّاسُ
نداء عام است ، و بر قدر روش عامّه اين خطاب با ايشان رفت ، نبينى كه جملهء مباحات فرا پيش ايشان نهاد ، و جز از حرام محض ايشان را باز نزد ، و اين منزلت عوام است كى از حرام بحلال گريزند ، و از محظورات با مباحات كردند ، آن گه بر عقب آن از اتّباع شيطان نهى كرد - كه ايشان بر شرف فرمان بردارى شيطان‌اند . باز آيت ديگر
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
خطاب اهل خصوصست ايشان را فرمود - تا در تناول مباحات و به كار داشت محلات توسع نكنند ، بلكه از مباحات حلال محض گزينند ، و از حلال محض طيّبات رزق گزينند ، اين همانست كه روايت كنند از بعضى صحابه كه گفت : ما از ده باب حلال نه باب بگذاشتيم ، و يكى بر كار گرفتيم از بيم شبهت . ، آن گه بجاى آنكه عوام را از اتباع شيطان احتراز فرمود اينجا بشكر خداى فرمود ، آن كس كه خداوند ذوق است داند كه ميان اين دو خطاب چه فرقست - آن ابتداء روش مسلمانان است ، و اين غايت كشش عارفان ، اين همان عدل و احسان است كه گفت - :
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ
هر كس كه از حرام محض پرهيزد ، وى را - عادل - گويند ، و هر كه از عين حلال پرهيزد او را - محسن - گويند ، عدالت ظاهر مسلمانى است ، و احسان آنست كه مصطفى گفت : - « الاحسان ان تعبد اللَّه كانك تراه » و هو عبارة عن مكاشفة العارفين و نهاية رتبة الصديقين .

النوبة الاولى

- قوله تعالى :
لَيْسَ الْبِرَّ
- نيكى و پارسايى نه همه آنست
أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ
كه رويهاى خويش فرا داريد در نماز ،
قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ
سوى مشرق كه بر آمدن گاه آفتابست و مغرب كه فرو شدن گاه است ،