إِبْراهِيمَ
نه جهود و نه ترسا بل كه ملت ابراهيم گزينيد «
حَنِيفاً »
آن پاك موحّد
وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
و هرگز با خدا انباز گير نبود .
النوبة الثانية
- قوله تعالى :
إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ
الآية . . . - ابن عباس گفت رب العالمين با ابراهيم اين خطاب آن گه كرد كه از آن سرب بيرون آمد ، و در كوكب مىنگرست و طالب حق بود ، از بتان و بت پرستان روى بر تافته ، وزيشان بيزارى گرفته ، و گفته -
« إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ »
من بيزارم از آنچه شما بانبازى ميگيريد با خداى عزّ و جل - اللَّه گفت او را در آن حال اسلم يا ابراهيم روى دل خود فرا ماده و كردار خويش و دين خويش پاك دار ، و ما را يگانه و يكتا شناس ، گفتهاند اين امر استدامت است نه امر ابتدا ، يعنى - استقم على الاسلام و قل لمتبعيك اسلموا هذا كقوله تعالى للنبى ع
فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
اى اثبت على علمك . و قيل معناه : - فوّض الامر الىّ و استسلم لقضائى - يا ابراهيم كار من با من گذار و خويشتن را به من سپار .
قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ
- ابراهيم گفت - پس چه كنم نه خداوند جهانيان تويى ؟ روى دل خود فرا تو دادم ، و بيكتايى تو اقرار آوردم ، و بهمگى به تو باز آمدم . اين همچنانست كه در سورة الانعام گفت -
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً
جاى ديگر گفت -
رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَ إِلَيْكَ أَنَبْنا
- خداوندا ما به تو پشت باز داديم و بدل با تو گشتيم ، و ترا وكيل و كارساز پسنديديم ، و كار خود به تو سپرديم و از توان ديدن خود بيرون آمديم . چون ابراهيم بهمگى به حق باز گشت و كار خود بوى سپرد ، رب العالمين دين و دنياء او راست كرد ، و جهانيان را از آن خبر داد و گفت -
وَ آتَيْناهُ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ
- داديم او را در دنيا نبوّت و خلّت و كتاب و حكمت ، و در پيرى فرزند ، و در آن جهان خود از نواختگان است و نزديكان .
اگر كسى گويد چه حكمت است كه ابراهيم را گفتند
أَسْلَمَ
جواب داد - اسلمت ، و مصطفى را گفتند « فاعلم » و او نگفت كه علمت ؟ جواب آنست : - كه اگر