ذُرِّيَّتِي
و از فرزندان من هم
قالَ
گفت خداوند
لا يَنالُ
نرسد
عَهْدِي الظَّالِمِينَ
پسند من و نيكبختى در دين من به بيگانگان .
وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ
- و كرديم اين خانه را
مَثابَةً لِلنَّاسِ
باز گشتن گاهى مردمان را
وَ أَمْناً
و جاى امن ايشان ،
وَ اتَّخِذُوا
و اللَّه فرمود كه گيريد
مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ
ايستادن گاه ابراهيم و خانگه وى
مُصَلًّى
قبله و نمازگاه
وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ
و فرموديم ابراهيم و اسماعيل را
أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ
كه پاك داريد و بزرگ خانهء من
لِلطَّائِفِينَ
طواف كنندگان را گرد آن ،
وَ الْعاكِفِينَ
و نشينندگان در آن
وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ
و نمازگران بسوى آن .
النوبة الثانية
- قوله تعالى :
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ
الآية . . .
اختلافست ميان علما كه آن سخنان و فرمان حق چه بود و چند بود كه رب العالمين ابراهيم را به آن بيازمود ، ابن عباس گفت بروايت طاوس ازو كه : - اللَّه تعالى فرمان داد وى را بده چيز از تطهير و تأديب ، پنج در تن و پنج در سر ، اما آن پنج كه در سرست : - آب در دهن كردن و در بينى كردن و مسواك كردن و شارب گرفتن و موى سر به دو شاخ كردن ، و آن پنج كه در تن است : - ختنه كردن و ناخن بريدن و موى زير دست كندن و زير ازار ستردن و به آب استنجا كردن . و گفتهاند - كه پنجم آب دراز ارزدن است . و خداى عز و جل امّت مصطفى را به اين آداب و سنن فرمود و گفت -
« فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً
پس كيش ابراهيم رويد و سنت وى بجاى آريد . و مصطفى آن را تقرير كرد و گفت :
« الفطرة عشرة - المضمضة و الاستنشاق و السّواك و قصّ الشارب و تقليم الاظفار و غسل البراجم يعنى وسط الاصابع ، و نتف الإبط و الانتضاح بالماء و الختان و الاستحداد قال سعيد بن المسيّب - اختتن ابراهيم بعد مائة و عشرين سنة بالقدوم - و هى قرية بالشام ، ثمّ عاش بعد ذلك ثمانين سنة . قال - و كان ابراهيم اوّل من اضاف الضّيف ، و اوّل من