چون فرستادن كتاب و رسالت ، و بنده را بر طاعت خواندن و فرمودن ، و دين بر آن افتد كه از بنده به حق شود چون كتاب پذيرفتن و پيغام نيوشيدن ، و خداى را عز و جل پرستيدن و فرمان بردن .
آن گه گفت : -
قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى
- يعنى كه اگر ايشان كيش خويش ستايند و شما را به آن خوانند يا در دين شما طعن زنند و شما را از آن باز خوانند كه تو رسولى بگوى - ان هدى اللَّه هو الهدى - راه راست آنست كه اللَّه نمايد ، و راهنمونى راهنمونى ويست
وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ
- هوى نتيجهء شهوت و داعى ضلالت ، ازينجاست كه رب العزة هوى را به - إله الكفار - باز خواند . فقال تعالى - أ فرأيت من اتخذ الهه هواه .
و مصطفى ع گفت
« ما تحت ضل السماء إله يعبد من دون اللَّه ابغض الى اللَّه ممن اتخذ الهه هواه »
و سمّى بذلك لانه يهوى بصاحبه فى الدنيا الى كل داهية و فى الآخرة الى الهاوية .
و در قرآن فراوانست كه رب العالمين بندگان را از اتباع هوى باز ميدارد و تحذير مىكند فقال تعالى -
وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
قُلْ لا أَتَّبِعُ أَهْواءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً
وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ
،
وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
و مصطفى عليه السّلام گفت :
« جانبوا الاهواء كلها ، فان أوّلها و اخرها باطل ، اجتنبوا اهل الاهواء فان لهم عرة كعرّة الجرب . »
مردى گفت ابن عباس را كه من بر هواء شما ام كه اهل بيتايد ابن عباس جواب داد كه هواها همه در آتش است ، آن مرد گفت من از شيعهء شما ام ابن عباس گفت اللَّه ما را مسلمان نام نهاد و هر نام كه نه اسلام است نه از ماست و نه از دين ما ، آن گه گفت - اللَّه ربنا و الاسلام ديننا و القرآن امامنا و محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نبينا و الكعبة قبلتنا فمن كان على غير هذا فليس منّا .
وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ
- اگر تو بر پسند ايشان و خوش آمد ايشان پى برى ، پس از آنكه پيغام و دانش به تو آمد كه دين اسلام حق است ، و ايشان بر ضلالتاند ،
ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ
ترا بر اللَّه