كه مؤمنانرا تكليف كند بحكمى از احكام شرع ، و رنج و كلفت آن بريشان نهد ، نخست ايشان را بنداء كرامت بنواخت ، و بايمان ايشان گواهى داد گفت
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
آن گه حكم و فرمان در آن پيوست ، تا بنده بشاهد آن نواخت اين بار تكليف بر وى آسان شود ، همين است سنت خداوند جل جلاله ، هر جا كه بار تكليف بر نهد راه تخفيف فرا پيش وى نهد ، كه راه دشخوار و بار گران بهم نپسندد ، نه بينى ؟ آنجا كه بتقوى فرمود استطاعت در آن پيوست گفت
فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ
، و بمجاهده فرمود اجتبا در آن بست گفت
وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ
و امثال اين در قرآن فراوان است ، و بر لطف اللَّه دليل و برهانست .
ثم قال تعالى -
وَ اسْمَعُوا
فرمان داد آن گه گفت بنيوشيد و بجان و دل قبول كنيد و به چشم تعظيم و صفاى دل در آن نگريد ، تا حقيقت سماع و طعم وجود بجان شما برسد ، آن كافران و بيگانگان ديدهاى شوخ وا كرده بودند ، و دلها تاريك ، لا جرم طنطنهء حروف بسمع ايشان مىرسيد اما حقيقت سماع و لذت وجود هرگز بجان ايشان نرسيد . ميگويد عزّ جلاله
أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ
جاى ديگر گفت -
وَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ
وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ
در ذوق حقيقت شنيدن ديگرست و سماع ديگر ، بو جهل ميشنيد اما سماع ابو بكر را افتاد . بو جهل و امثال وى را گفت
وَ كانُوا لا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً
بو بكر و اتباع وى را گفت
وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ . . . .
الآية . . .
آن گه سر انجام هر دو فرقت درين هر دو آيت بيان كرد و كافران را گفت : -
وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ
- دوستان و مؤمنان را گفت
وَ اللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
قوله :
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ
- يقول بطريق الاشارة - ما نرقّيك عن محلّ العبودية الّا احللناك بساحات الحرّيّة ، و ما رفعناك عنك شيئا من صفات البشرية الّا اقمناك بشاهد من شواهد الالوهيّة . از روى اشارت ميگويد - اى مهتر خافقين ، و اى رسول