تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
چه كار است ؟ پيروز آن كس است كه اختيار و مراد خود فداى اختيار و مراد حق كند . موسى را گفتند - يا موسى خواهى كه همه آن بود كه مراد تو بود ؟ مراد خود فداى مراد ازلى ما كن ، و ارادت خود در باقى كن ، تو بندهء و بنده را اختيار و مراد نيست ، كه به حكم مراد خود بودن به ترك بندگى گفتند است . برادران يوسف به حكم مراد خود بودند مراد ايشان ذلّ يوسف بود و عزّ خويش ، چون نيك نگه كردند ذل خود ديدند و عزّ يوسف ، نه پنداشتند كه چون از پدر جدا گشتند او را خوار گردانيدند ، بسى برنيامد كه خود را ديدند زير تخت وى صف بركشيده و كمر خدمت بر ميان بسته چاكروار و غريب وار ميگفتند -
يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ
- و روى فى بعض الاخبار : - عبدى تريد و اريد ، و لا يكون الا ما اريد ، فان رضيت بما اريد كفيتك ما تريد و ان لم ترض بما اريد اتعبتك فيما تريد ، ثمّ لا يكون الّا ما اريد .

النوبة الاولى

قوله تعالى : -
بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ
- آرى در بهشت شود هر كه روى خويش فرا داد و فرمان اللَّه را منقاد شد ،
وَ هُوَ مُحْسِنٌ
و وى نيكو كار است
فَلَهُ أَجْرُهُ
او راست دست مزد او
عِنْدَ رَبِّهِ
نزديك خداوند وى
وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ
و نيست فردا بريشان بيمى
وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
و نه هيچ اندوهگن شوند .
وَ قالَتِ الْيَهُودُ
- و جهودان گفتند
لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْءٍ
ترسايان بر هيچ چيز نبند ،
وَ قالَتِ النَّصارى
و ترسايان گفتند
لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ
جهودان بر هيچ چيز نبند ،
وَ هُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ
و ايشان نامه ميخوانند
كَذلِكَ
همچنين
قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ
گفتند ايشان كه نادان محض‌اند و بى كتاب اند
مِثْلَ قَوْلِهِمْ
گفتنى همچون گفت ايشان
فَاللَّهُ يَحْكُمُ
اللَّه داورى برد