جهانيانست ، برّهم و فاجرهم . لا يمنع كافرا لكفره و لا عاصيا لعصيانه . سوم رحمت است بمعنى - شفقت - كقوله تعالى
وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً
چهارم بمعنى - لطف - كقوله تعالى
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ
پنجم رحمت بمعنى - عفو و مغفرت - كقوله تعالى -
كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ
ششم رحمت است بمعنى - بهشت - و ذلك فى قوله -
وَ أَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَتِ اللَّهِ
. هفتم رحمت گفت و مراد به آن رسول خدا است و ذلك فى قوله -
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ
هشتم رحمت است بمعنى - باران - و هو فى قوله -
هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ
. نهم رحمت است بمعنى - قرآن - و هو قوله
شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ
. دهم رحمت است بمعنى - نعمت - چنانك درين آيت گفت
فَلَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ
اى فلو لا نعمة ربكم لصرتم من المغبونين الذين خسروا الرحمة و استوجبوا العذاب .
النوبة الثالثة
- قوله تعالى : -
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا
- الآية ، هر چند كه كوشيدند و رنجها در ديندارى كشيدند آن احبار جهودان و رهبان ترسايان ، و چندانك توانستند در راه مجاهدت و رياضت رفتند و نفس خود را از شهوات و مألوفات باز داشتند و از دنيا و دنيا داران يكبارگى عزلت گرفتند ، و صومعهها بر خود زندان كردند ، با اينهمه كه كردند ضايع است سعىهاى ايشان ، بل كه حقيقت خود آنست كه تا به محمد ايمان نيارند و او را برسالت و نبوت استوار نگيرند ، آن عبادتها ناكرده كرده گير و آن طاعتها ناپذيرفته . روش دينداران و مقامات و احوال دوستان هم بر اين نسق نهادند ، تا بقيتى از علايق بريشانست دعوى ايشان دريافت نسيم دوستى هذيانست . المكاتب عبد ما بقى عليه درهم .
تا هست ترا بنزد تو تكيه گهت * مغرور دو عالمى و كار تبهت
تو تكيه بر پنداشت خود زنى ، و سوداها در سر گيرى و غوغاها در دل ، و ستور نفس را از راندن هيچ شهوت باز نگيرى ، آن گه طمع دارى كه با مردان راه در ميدان