لِمَنِ اتَّقى
و خداى عز و جل در قرآن جايها ذم كرده است ايشان را كه دنيا بر دين اختيار كردند . فقال تعالى
ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ
و قال تعالى
بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا
و قال تعالى
أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ
الآية . معنى ديگر آنست كه كعب اشرف و اصحاب او كه علماء جهودان بودند نعت مصطفى كه در تورية خوانده بودند پنهان ميداشتند از سفله و عامهء ايشان و از مهتران خويش كه جنگ ميكردند با رسول خداى ، بدان سبب رشوتها ميستدند و مىترسيدند كه اگر بيان نعت محمد كنند آن رشوتها ازيشان فائت شود ، پس اين آيت در شأن ايشان آمد .
سديگر معنى آنست كه ابو العاليه گفت - لا تأخذوا عليه اجرا ميگويد - چون مسلمانى را دين حق آموزيد بدان مزد مخواهيد . و در توريت است - يا ابن آدم علّم مجّانا كما علّمت مجانا - و قال تعالى لنبيّه ع
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ
.
وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ
ميگويد - از من ترسيد نه از ديگرى ، كه چون از من ترسيد هر چه مخلوقاتست از شما بترسد . مصطفى ع گفت - من خاف اللَّه خوّف اللَّه منه كلّ شيء ، و من لم يخف اللَّه خوّفه من كل شيء - اصل تقوى پرهيزگارى است ، و متقيان بر سه قسماند : مهينه و كهينه و ميانه . كهينه آنست كه توحيد خود بشرك و اخلاص خود بنفاق و تعبد خود ببدعت نيالايد و ميانه آنست كه خدمت بريا و قوت بشبهت و حال بتضيّع نيالايد ، و مهينه آنست كه نعمت بشكايت نيالايد و جرم خود بحجّت نيارايد ، و ز ديدار منت نياسايد ، جاى اين متقيان بهشت باقى است و نعيم جاودانى و ذلك فى قوله تعالى
تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبادِنا مَنْ كانَ تَقِيًّا
وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ
- گفتهاند حق اينجا تصديق تورية است و باطل تكذيب قرآن . ميگويد - تصديق تورية بتكذيب قرآن تباه مكنيد ، و گفتهاند اين خطاب با منافقانست كه به ظاهر كلمهء شهادت ميگفتند و آن حق بود ، و در دل كفر ميداشتند كه باطل بود ، رب العالمين ايشان را گفت - اين شهادت ظاهر بكفر باطن بمياميزيد .
و گفتهاند اين خطاب با جهودان است قومى كه ميگفتند اين محمد فرستادهء حق