آن گه كه هنوز مشرك بود -
« كم تعبد اليوم الها قال سبعة واحدا فى السّماء و ستة فى الارض قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فايهم تعدّه ليوم رغبتك و رهبتك ؟ قال الّذى - فى السماء . »
- اين خبر دليل است كه ايشان بوجود صانع ايمان داشتند اما نبوت مصطفى را صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم منكر بودند و بوى كافر ، و هر كه بفرستاده كافر بود بفرستنده كافر باشد ازين جهت گفت :
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ
و اين سخن را دو مخرج است : يكى تعجب - و التعجب هو الاخبار عن عظيم فعلهم . يقول - ايها المؤمنون تعجبوا من هؤلاء كيف يكفرون اللَّه و قد ثبتت حجة اللَّه عليهم - ميگويد شگفت مانيد و تعجب كنيد ازين كافران كه حجت توحيد و ريشان ثابت است و روشن ، و نمى گروند ، و مخرج ديگر - توبيخ - است و ملامت ، ميگويد - اى پيغامبر من واى مؤمنان اين كافران را ملامت كنيد و گوئيد چون است كه باللّه نميگرويد و نشانهاى هستى و يكتايى و دانايى و توانايى وى شما را پيداست آن گه نشانهاى روشن بر شمرد و گفت -
وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ
قومى گفتند - اين و او حال است و قد - در آن مضمر يعنى
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ
و قد
كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ
. قومى گفتند نه واو حال است كه واو - ابتدا - است و برين قول
تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ
وقف كنى جائز است ، آن گه ابتدا كنى
وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً
- و الاموات جمع - الموت . و الموت يكون اسما و مصدرا - كالصّوم و العدل و الفطر .
وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً
اى لم تكونوا شيئا حتى خلقكم . عرب موت بجاى خمول الذكر نهند ، و حياة بجاى شهرگى - يقال للشّىء الدارس و للامر خامل الذكر هذا شيء ميّت و امر ميّت . و للذكر و الامر المتعالم فى النّاس هذا امر حى . ميگويد شما چيزى ياد كرده و ياد كردنى نبوديد نام و نشان و رسم و طلل شما نبود تا بيافريد شما را و مردمان زنده گردانيد كه شما را مىشناسند و ذكر ميكنند . اين موت اول است و احياء اول . پس گفت
ثُمَّ يُمِيتُكُمْ
- يعنى يقبض ارواحكم عند انقضاء آجالكم - پس چون روزگار عمر شما برسد مىميراند شما را تا چنان گرداند كه در اول كه نبوديد -
ثُمَّ يُحْيِيكُمْ
- يعنى للبعث و القيمة - پس آن گه شما را زنده گرداند