نگفت . جواب وى آنست كه زندگى قوم موسى پس از صاعقه كه رسيد ايشان را نگفت درين آية و دلالت نكرد كه نيست و ذلك فى قوله تعالى
ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ
و همچنين امّت حزقيل كه از بنى اسرائيل بمردند به طاعون و رب العالمين ايشان را زنده كرد ، آن زندگى ايشان پس از مردن هم نگفت درين آية و دليل نبود و ذلك قوله
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ
الآية - زندگى در گور و عذاب قبر اگر درين آيت منصوص نيست نفى آن در آيت هم « 1 » [ نيست . آن گه در اخبار درست بروايت ثقات و بزرگان صحابه چون عمر خطاب و على بن ابى طالب و عبد اللَّه مسعود و عبد اللَّه بن عباس و عبد اللَّه بن عمر و جرير بن عبد اللَّه و جابر و ابو هريره و ابو سعيد خدرى و ابو ايوب انصارى و انس بن مالك و براء بن عازب بروايت ايشان درست شده است از مصطفى ع حياة و عذاب قبر ، و هر كه آن را منكر است ضالّست و مبتدع .
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
- مشركان عرب چون حديث مرده زنده گردانيدن و بعث و نشور شنيدند منكر شدند گفتند - من يعيدنا اذا متنا و كنا ترابا و عظاما ؟ كيست كه ما را برانگيزاند و زنده گرداند پس از آنكه خاك شديم ؟
اللَّه گفت بجواب ايشان
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
- آن كس كه هر چه در زمين چيز است از آدمى و غير آدمى همه بيافريد ، قادر است كه شما را پس آنكه خاك شديد باز آفريند .
هُوَ الَّذِي
در قرآن بيست جايست و
وَ هُوَ الَّذِي
با واو نوزده جايست - هو - اشارة فرا موجود است اگر موجود نبودى - هو - معنى نداشتى و
هُوَ
به آن گفت تا شنونده گوش باز دارد و جوينده به آن راه يابد و نگرنده فرا آن بيند .
پس اينكلمه نه نام نه صفت اشارتست فرا هست . « الّذى » كنايتست از هست تا شنونده آشنا گردد و جوينده بينا و خواهنده دانا ، و گفتهاند
هُوَ
اشارتست به ذات ،
الَّذِي
اشارت به صفت ،
خَلَقَ
اشارت به فعل .
خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
ميگويد بيافريد هر چه در زمينست
هامش
( 1 ) آنچه كه ما بين هلالين [ ] گذارده شده منقول از نسخه ج است و در نسخه الف يك صفحه بالتمام ساقط است .