و مثل زدن پديد كردن مانند است ، و اللَّه را رسد كه مثل زند بندگان را و بندگان را نيست كه مثل زنند اللَّه را . چنانك گفت :
فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ
اى الاشباه - خداى را عزّ و جلّ هامتا مسازيد و انباز مگوييد ، و جز آنك اللَّه خويشتن را گفت صفت مكنيد ، كه به آن شناخت كه وى خود را شناسد شما وى را نشناسيد .
يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً
- اين جواب ايشانست كه گفتند - اللَّه چه خواست به اين مثل كه زد ؟ ربّ العالمين گفت اين مثل بدان زد تا گروهى را از رسيدن به عين حكمت آن بيراه كند ، و گروهى را راه نمايد بدانستن و رسيدن به عين حكمت آن .
وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ
- فاسقان ايشانند كه از فرمانبردارى بيروناند ، فسوق خروج است از طاعت يقال فسقت الرطبه اذا خرجت عن الكوى ، و سميت - الفارة فويسقة - لخروجها عن جحرها . و قال تعالى فى صفة ابليس - ففسق عن امر ربه - اى خرج عن طاعته . آن گه ايشان را صفت كرد به نعتهاى مذموم و گفت :
الَّذِينَ يَنْقُضُونَ
- ايشان كه پيمان اللَّه را مىشكنند و عهدى كه اللَّه وريشان گرفت در توريت و در زبور بر زبان موسى و داود بوفاء آن باز نيامدند . و عهد آن بود كه « ان يعبدوه و لا يشركوا به شيئا و ان يؤمنوا بمحمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و يخبروا بنعته و صفته و يؤمنوا بجميع الانبياء عليهم السلم » - پيمان ستدند ازيشان بتوحيد اللَّه و بتصديق مصطفى ع و قبول بلاغ او ازو ، و اللَّه بريشان در آن عهد و پيمان گواه .
«
مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ »
العهد ، و قيل من بعد ميثاق اللَّه . و الميثاق مفعال من الوثوق و اصله موثاق فانقلبت الواو ياء لانكسار ما قبلها كميزان و ميقات . نظير اين در سورة الاعراف
أَ لَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثاقُ الْكِتابِ أَنْ لا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ
- و گفتهاند .
الَّذِينَ يَنْقُضُونَ . . .
اخبار است از جملهء كافران و منافقان على العموم و عهد كه بريشان گرفته بودند آنست كه روز ميثاق رب العزة ايشان را از كتف آدم بيرون آورد و گفت :
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ؟ قالُوا بَلى
و در قرآن جايها فرمود است كه بعهد وفا كنيد و به پيمانها باز آئيد قال اللَّه تعالى
وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ
-
وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ
أَوْفُوا