اين واسطه ى رحمت ، ما ، رو به تو آورديم * ماييم دراين درگاه ، شرمند احسانها
( 9 )
محتشم زاده ئى از نخوت و جا * ميخراميد ظريفانه به راه
ازتكبر قدمى برمى داشت * به تجبّر علمى مى افراشت
عارفى پشت دو تا در ژنده * دل از نور الهى زنده
گفت كاى تازه جوان تند مرو * پند سنجيده پيران بشنو
اين روش نيست چو خوش نزد خداى * باز كش زين روش نا خوش پاى
طبع او از سخن پيرآشفت * بانگ برداشت به نادانى و گفت
كاى ز گفتار تو برمن بارى * مى شناسى كه كيم ؟ گفت : آرى
اولت بود يكى قطره آب * كه ازان شستن ثوب است ثواب
از شكم تا به كنار آمده اى * از ره بول دوبار آمده اى
آخرت جيفه افتاده به خاك * كرده پنهان بيكى تيره مغاك
بر توآن پرده بفرض هر بدرند * چشم نابسته كسان كم گذرند
در ميانه كه سراسر خوشى است * روز و شب كار تو سرگين كشى است
تنت آراسته از دُر وگهر * چون شكمبه شكم از سرگين پر
گر به خود نيست شناوريت * لب گشادم بشنا ساگريت
ازمن اين نكته فراموش مكن * مدحت مدح گران گوش مكن .
( 10 )
گر تو را از غيب چشمى باز شد * باتو ذرات جهان همراز شد
نطق آب و نطق خاك و نطق گِل * است محسوس حواس اهل دل