دموكراسى ، سوال نمايند كه نظر ما در مورد شكل گرفتن حكومت به كدام اصول متوجه است ؟ و لذا مناسب است به اصولى در اين مورد اشاره كنيم .
اول - در اسلام ناسيونالزم وجود ندارد ، ناسيونالزم كه منشأ استعمار و استثمار ملتهاى ديگر مىشود ، و مجوز و مبرر ظلمها و خونريزى ها و بدبختى كشورها و ملتهاى ضعيف مىگردد . و از نظر اسلام همانگونه كه حكومتها مامور اجراى عدالت و مراعات حقوق مردم در داخل كشور مىباشند ، مامور مراعات كردن اين دو ، در بين همه انسانهاى كره زمين مىباشند . قرآن مىفرمايد : « ما رسولان خود را با دلايل آشكار فرستاديم و با آنان كتاب و ميزان ( اصول عدالت اجتماعى ) نازل كرديم تا مردم به قسط و عدل قيام كنند . » يعنى علت ارسال رسولان و انزال كتابهاى آسمانى ، برپايى عدالت اجتماعى در بين همه مردم است . و اين اصل بزرگترين فرق بين فرهنگ مادى ناسيونالزم و فرهنگ الهى مىباشد كه ريشه استعمار و استثمار داخلى و خارجى را خشك و حقوق همه انسانها را بيمه مىكند .
دوم - قوانين كلى و دايم را ، خود خداوند كه خالق همه انسانها است ، وضع كرده و بهاينترتيب دو نقص بزرگ از ساحه تقنين بر طرف شده است . اول ، اينكه قانون عليه هيچ كشور و ملت ضعيف
توضيح المسايل سياسى (فارسى) — صفحة 265
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٦٥