الحاقى پنجم : حكومت در نظر ما
فهميديم كه ليبراليزم مخالف عفل و تجربه قطعى انسانى مىباشد ، زيرا اولا اگر تعليمات دينى انسان را جهت بدهد ، قهرا به سوى رشد فكرى و تهذيب اخلاقى و صفاى باطن و تعديل غرايز پيش مىرود و عقلانيت او تقويت گرديده ، خردگرا مىگردد . ولى اگر از تاثير دين به دور گردد غرايز قوى او سركشى نموده و او را به افراط و تفريط مىبرد و هيچگاه از چنگ بخل و حرص و تكبر و صفات حيوانى نجات نمىيابد ، كه امروز در اجتماعات و جوامع غير دينى مشهور است .
ليبراليزم يك نوع مرض گمراهى غرب است كه بشريت را به پرتگاه سقوط رسانيده است به طور نمونه :