8 - گاهى نمايندگان بر اساس قصور فكرى خود مصالح ملى را نمى فهمند و نادانى آنان سبب ضرر به مردم مىشود و مردم به آراى آنان راضى نمىشوند ولى كار از آنان ساخته نيست .
9 - گاهى در اثر رشوتگيرى يا ترس به موكلين ، خود خيانت مى كنند .
همين نواقص درباره رئيسجمهور نيز قابل تحقق است . آينده را نمى دانيم ولى گذشتهها و زما نحاضر در دنيا چنين بوده و چنين است ، بنابراين مرسومات فعلى دموكراسى دروغين بوده و واقعيت حكومتها هنوز استبدادى است . كارهاى سياسى و نظامى و اجتماعى و اقتصادى و ادارى و تعليمى و غيره بدست رئيس دولت و كابينه او و شوراى ملى است و ملت نقش واقعى ندارد . و حكومت مردم محتاج به يك انقلاب فكرى بهترى است .
موضوع مهم اينكه فاقدين شرايط در همه اقسام گذشته نصف واجدين شرايطاند و گاهى بيشتر . به چه دليل عقلى و عقلايى سرنوشت نصف انسانها را در اختيار نصف ديگر بگذاريم ؟ ! و چرا حق رأى آنان - فاقدين شرايط و عاجزين از رأى ( اطفال ، نوجوانان نرسيده به سن قانونى ، ديوانگان ، سفيهان ، مريضان بسترى در بيمارستانها و مسافران خارج از كشور كه دسترسى به رأىدهى ندارند ) - را به اولياى قهرى و يا اختيارى آنها و يا
توضيح المسايل سياسى (فارسى) — صفحة 235
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٣٥