مساله 354 : سياست اقتصادى اسلامى بايد بر اساس تقسيم ثروت و سرمايه بر اكثر افراد پايهگذارى شود و نشود كه اموال در دست اغنياء و ثروتمندان بچرخد و اكثريت افراد تنها نظارهگران تداول باشند . قرآن مىفرمايد :
كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ
.
و به تعبير ديگر در روش اقتصادى اسلامى ملكيت فردى محدوديتى ندارد كه چند باشد ، ولى سياست كلى آن مطابق آنچه كه از آيه مباركه فوق بدست مىآيد اينست كه اموال تنها در اختيار و تصرف جمعى خاص ( توانگران و اغنياء ) نباشد و سيستم طورى پى ريزى شود كه ثروت در تصرف همه قرار گيرد هركس به اندازه استعداد و برنامهريزى و فعاليت نموده و سرمايه بدست آورند تا از مواهب خدادادى بهرهمند شوند . و حتى قاصرين و عاجزين و
هامش
- چراغ به آمدنشان پرسيدند . فرمود چراغ از بيت المال بود من به حساب بيت المال مشغول بودم ، شما كه آمديد مهمان خصوصى من بوديد و روا نبود كه از چراغ بيت المال در جلسه خصوصى استفاده نمايم . اين يك واقعه جزيى بود كه شايد قيمت روغن چراغ ده يك درهم بوده باشد ولى روش كلى على را در مصرف بيت المال و حساسيت شديد على را در امور كشورى به مهمانان كاركشته و فهميده حكايت مىكرد و همين واقعه به ظاهر كماهميت يا بىاهميت منشاء حوادث بزرگ در خلافت على شد . روايت نقل به معنى است نه به الفاظ آن .