در كشورهاى فلاكتبار و مسئولين مفلوك و بىعار از رقاصهها و آوازهخوانان تقدير به عمل مىآورند كه به شكمهاى گرسنه مردم هيچ نفعى نمىرساند و شرعا نيز حرام مىباشد و تنها فاصله ملتها را از حكومتهاى مهارگسيخته بيشتر مىسازد « 1 » .
مساله 305 : تاسيس دانشگاههاى متنوع بايد از انحصار دولتها بيرون رود و با نظارت دولت و بالا بردن سطح علمى آزاد گردد كه بسيار مفيد است و همچنين مراحل ابتداييه و متوسطه و ثانويه كه در بعضى از كشورها چنين است .
مساله 306 : دولت يا خود و يا توسط بخش خصوصى بايد در هر ولايت يك دانشگاه و يا حداقل دو سه دانشكده ( فاكولته ) داير كند كه سرنوشت كشور را به اذن خداوند ( ج ) عوض مىكند .
هامش
( 1 ) - به راستى بايد گريه كنيم در يك كشور مسلماننشين كه هزاران نفر بلكه صد هزارها جان شيرين خود را براى حفظ دين و استقلال سياسى و حاكميت ملى از دست دادهاند ولى حكومتى كه به پشتوانه آن خونها به وجود آمد وزيرى از اين حكومت مقبره يك آوازهخوان را اعمار كرد . اين هم تقدير از صدها هزار جاننثار گمنام كشور ! !