و به ناموس مردم تجاوز كردهاند ) اوگفت : صدا زدم ! همشيره چرا ترسيدهاى ؟ نترس ! من مجاهد هستم ، هيچوقت دست به كارهاى زشت نمىزنم ، ما براى محو و نابودى كارهاى زشت و ناپسند حاضريم جان خود را فداى اسلام كنيم ، هيچگونه ترسى از من نداشته باش ! من به شوهر جنايتكار تو كار دارم ، ديدم زن قدرى آرام گرفت ، سپس آن زن پيشنهاد كرد پولهاى را كه در خانه دارد ، به ما بدهد و در عوض شوهرش را كار نگيريم ، گفتم همشيره همانگونه كه ما براى كارهاى زشت نيامدهايم ، براى پول هم نيامدهايم ، ما بخاطر رضاى خدا شوهر جنايتكار تو را گرفتهايم ، اين را گفتم و شوهرش را از خانه بيرون كردم . به چنين افراد مىگويند مجاهد ، اگر كسى ديگر مىبود ، طعمه اول او آن زن جوان بود ، گفت : نه تو خواهر ما هستى ! من بهتو كار ندارم ، من به شوهر كمونيست تو كار دارم .
آن مجاهد ، مرد مؤمن و متدين بود ، چيزى را كه صحبت مىكرد ، من باور داشتم كه او راست مىگويد ؛ منتهى من بر او ايراد گرفتم ، گفتم : اشتباه كردى كه پولهارا نگرفتى ، آن پولها مال پدر او نبوده ، بلكه پولهايى است كه از دولت كمونيستى گرفته است ، ما براى آزادى دين و دنياى اين مردم مىجنگيم ، هيچ اشكالى نداشت كه آن پولها را مىگرفتى ! مال دولت ، بيت المال مردم است ، مصرف بيت المال براى كمونيستها حرام و براى ما حلال
خصايص خاتم النبيين (ص) (فارسى) — صفحة 178
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٧٨