زياد است ؛ ولى ما وظيفه داريم تا براى خود نيز بايد صحبت كنيم ، ما اگر بخواهيم از خدا صحبت كنيم ، از دين صحبت كنيم و از پيغمبر صحبت كنيم ، بايد طورى صحبت كنيم كه به درد امروز ما بخورد .
اگر انسان تصميم بگيرد ، همه چيز را فراموش مىكند ، هم دورى پدر و مادر ، هم دورى فرزندان و هم تشنگى و گرسنگى ، همه را فراموش مىكند . يكوقت پدر مرحومم به من در زمان تحصيل در خوزه علميه نجف اشرف گفت : اگر من مُردم ، شما از عراق ، به خانه بياييد و فرزندان كوچك مرا سرپرستى نماييد . گفتم : پدر ، من شماكر تو هستم ! [ خدا تورا سالها حفظ كند ] من نمىخواهم شما را فريب دهم ، من از آمدن خود همين اكنون از شما معذرت مىخواهم ، من آمدم دراينجا درس بخوانم ، سرنوشت من به همين درسهايىكه مىخوانم مربوط است ، تا درسهاى خود را تكميل نكنم ، نمىتوانم به خانه بيايم . من به درسهاى خود ايمان داشتم ، اراده كرده بودم كه درس بخوانم ، به همين علت بود كه حتى تسليم گفتههاى پدرم هم نشدم ، تصميم جدى به انسان اراده مىدهد ، اراده انسان نه به معجزه ارتباط دارد ، نه به مقام پيغمبرى ، نه به پول و سرمايه ، اراده انسان فقط به خود انسان مربوط است ، هرمقدار ايمان انسان نسبت به عملش محكم شود ، به همان مقدار مقاومت او نيز بيشتر مىشود ، قدرت روحى پيدا مىكند .
خصايص خاتم النبيين (ص) (فارسى) — صفحة 180
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص١٨٠