من حكايت مىكرد كه يكوقتى تصميم گرفتيم كه يك فرمانده ارشد نظامى كمونيستها را در آن ولايت دستگير نموده و به سزاى عملش برسانيم . يك شب رفتيم ، در همان نزديكى منزل او خود را مخفى كرديم ، من آهسته به بام خانه او بالا شدم ، يكوقت ديدم كه او آمد ، تا داخل خانه شد ، از بالاى بام خود را انداختم ، تفنگچه را بسويش نشانه گرفتم ، گفتم : آرام باش ! اگر خود را تكان دهى يا سرو صدا كنى ، مغز تورا از هم مىپاشانم . ( آن افسر نظانى نيز مسلح بوده ؛ ولى غافلگير شد ، نتوانست دست به اسلحه ببرد ) گفت : دست او را به پشت بستم ، ديدم كه يك زن جوان بسيار زيبا در خانه نشسته و بدنش از ترس مىلرزد ، ( معلوم است كه مىترسد ، در جنگها تجاوز به ناموس ، معمول است ، افراد صالح در جنگها خود را باخته
هامش
حكومت نوپاى مجاهدين سقوط نمود . در اين جنگها تنها حزبىكه بىطرفى خود را حفظ نمود ، حركت اسلامى افغانستان ، تحت رهبرى فقيه مجاهد حضرت آيت الله العظمى محسنى بود . معظمله ، اين جنگها را خلاف دستورات دين مبين اسلام مىدانستند و عاملين آنها را مسئول خونهاى به ناحق ريخته شدهى هموطنان مسلمان و خرابىهاى به وجود آمده در كشور مىدانستند ، ايشان علاوه بر اينكه جنگهاى داخلى ميان مسلمانان را حرام مىدانستند ، درطول اين مدت كه جنگها ادامه داشت ، از هيچ تلاشى براى برقرارى آتش بس و صلح دايمى در كشور دريغ نورزيدند و در بعضى از موارد موفق هم شدند تا ميان اطراف درگير ، صلح ايجاد نمايند ؛ ولى جنون قدرت طلبى احزاب مانع ادامه صلح در كشور گرديد تا اينكه زمينه ايجاد يك نظام مقتدر اسلامى در كشور ، كاملا منتفى گرديد .