خدا غير از واحد يگانه را پرستش نكرده و نمى كند ، اينجا حضرت اشاره به خود دارد .
خلّو سبيل المؤمن المجاهد فى الله لا يعبد غير الواحد ، و يوقظ الناس إلى المساجد ؛ من بايد مردم را براى نماز در مسجد بيدار كنم .
شايد على نماز نافله صبح را مى خواند كه شقى ترين آخرين ابن ملجم مرادى - شمشير را به فرق مبارك اميرالمؤمنين زد .
خدا اين شاعر را رحمت كند كه چه زيبا بيان مىكند :
برق شمشير درخشيد و از آن * خرمن دانش و تقوا همه سوخت
على تنها يك فرد نبود ، على دنياى انسانيت بود ، جهان دانش و معرفت و شجاعت و تقوا و مردانگى و عرفان بود .
برق شمشير درخشيد و از آن * خرمن دانش و تقوا همه سوخت
نغمه فزت برب الكعبه * آتشى در دل محراب افروخت
وقتى در سحرگاه نوزده رمضان ضربت به فرق مبارك على خورد ؛ ندا داد « فزت و رب الكعبه » ؛ به خداى كعبه قسم كه من رستگار شدم ، دوره امتحانم به سلامت به سر رسيد و مدال افتخار خود را گرفتم و به سلامت به عالم بالا بر مى گردم .