تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان كامل يا شاه مردان (فارسى) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
اين يك بحث طولانى است ، خلاصه اينكه ؛ شخصيت اميرمؤمنان ، على ( عليه السلام ) چند بُعدى است كه در بخش هاى بعدى فهرست وار و مختصر به تعداد محدودى از آنها اشاره مىشود . اين شعر منسوب به مولاناى روم است :
رومى ! نشد از سرّ على كس آگاه * زيرا كه نشد كس آگاه از سرّ إله يك ممكن و اين همه صفات واجب * لاحول و لا قوّة إلّا بالله
على داراى صفات متضاد بود ؛ در ميدان جنگ به دشمن حمله مى برد ، در جنگ بصره مستقيماً خود را به درياى لشكر مى زد و مى كشت و از آنسوى لشكر بصره خارج مى شد و دوباره بر مى گشت ، شوراى نظامى لشكر على در همان ميدان جنگ تشكيل جلسه داد كه به نحوى كه على مى جنگد و تمام قوانين جنگى را زيرپا مى گذارد ، خداى ناخواسته على شهيد مىشود لذا بايد از اين كار على جلوگيرى كنيم ، هرچه باشد دشمن هم تير و نيزه و شمشير دارد ، بايد طبق اصول جنگى به ميدان رفت ، نمى شود كه يك نفر به تنهايى به يك لشكر چند هزار نفرى حمله كند ، خطرناك است . حال چه كسى بايد اين مطلب را به على بگويد و اين پيشنهاد را به او بدهد ؟ ديگران جرأت نكردند لذا به امام
انسان كامل يا شاه مردان (فارسى) — صفحة 28 | الشيخ محمد آصف المحسني