حسن مجتبى فرزند ارشد اميرالمؤمنين گفتند شما به حضرت اين مسأله را يادآورى كنيد .
همين كه على ( ع ) از ميان لشكر بصره در جنگ جمل بيرون آمد ، حسن مجتبى كه جانشين بعد از او بود و امام مى شد و وارث كمال و شجاعت و مردانگى على بود ، رفت تا مطلب را به پدر بگويد ولى در تاريخ نقل شده كه وقتى نزد على آمد ديد كه صداى نعره على و غرش سهمگين او همانند غرش يك شير در مقابل يك گله روباه در جنگل است . اين نعره شيرآساى على آنقدر بر فرزند بزرگش حسن تأثير گذاشت كه اصلا جرأت نكرد كلامى به پدر بگويد و نتوانست نزديك اميرالمؤمنين شود و سخنى بر زبان براند .
اين شجاعت على بود ، در يك جمله از آنحضرت آمده كه اگر تمام عرب به من حمله كند ، من عقب نشينى نمى كنم . على شجاعت خود را در بدر و احد و خيبر و حنين و خندق و همه جا ثابت كرد .
اين شجاعت عليست ، نوعا انسانهاى شجاع با رحم و شفقت بيگانه اند ، خودشان هستند و شمشيرشان وخونريزى ! ولى على مى نشيند در كنار ايتام بى سرپرست و بى كس و به مادر يتيمان مى گويد تو نان بپز و من از بچه ها مواظبت مى كنم ، آن زن ، على را نمى شناسد و از على به على شكايت مىكند و مى گويد : خدا داد ما را از على
انسان كامل يا شاه مردان (فارسى) — صفحة 29
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٢٩