تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
سرسپردنشان به رهبرى او ، و اينان پيشگامانند . سوم : گسترش يافتن محدودهء جنبش و جريان يافتن آن در اجتماع ، امرى كه اجتماع را به دو جبهه تقسيم مىكند : جبههء حق و جبههء كفر و اين تقسيم منجر به مبارزه و پيكار مىشود . چهارم : پيروزى حق و اهل آن بر جبههء كفر به عنوان پايان و نتيجهء نهايى اين پيكار . «
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ كَما قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوارِيِّينَ
- اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، ياوران خدا باشيد ، هم چنان كه عيسى بن مريم به حواريّان گفت . » جمع حوارى ، و آنان زبدهء خواصّ پيروان او بودند ، گفته‌اند : آنان را از اين رو حواريان ناميدند كه گازرانى بودند بدانجا كه خداوند آبى جارى كرده بود ( حوارى - قصّار - گازر ، جامه‌شوى ) بر حسب اين گفته به سمت رودى برو كه گازران بر سر آن‌اند ، و از آنها يارى بخواه ، پس عيسى نزد آنها آمد و گفت : چه كسانى ياوران من در راه خدايند ؟ گفتند : ما تو را يارى مىدهيم ، پس او را تصديق كردند و به دو يارى دادند . « 13 » / 359 و گفته‌اند : اصل كلمهء حوارى از حور است كه همان سپيدى است ، و آنان را به سبب سپيدى دلهايشان يا زدودگى و صفاى دلهايشان در دوستدارى عيسى حوارىّ خوانده‌اند ، و به نظر مىرسد كه اين معنى نزديكتر به ذهن ، و از لحاظ دلالت بر معناى مصطلح آن كه دلالت بر نزديكترين كسان به پيامبران و اوصيا مىكند ، رساتر و بليغ‌تر است ، و اين معنى در برابر نفاق و دورويى قرار مىگيرد و مرادف معنى مخلص است ، و گفته‌اند كه عيسى ( عليه السّلام ) هر يك از حواريّان را به بخشى از اطراف جهان فرستاد كه رسالت او را ابلاغ كنند ، و اين امر مىرساند كه
هامش
( 13 ) - القرطبى ، ج 18 ، ص 90 - و شايد قصّار كسى است كه ( يبذل قصارى جهده ) و حد اكثر كوشش خود را به جا مىآورد . . . و آنان را به سبب مبالغه و افراطى كه در عبادت و طاعت خدا مىكردند بدين نام ( حوارى - قصّار ) خوانده‌اند .