بيناست . آگاهى و احساس هشيارانهء گواه و شاهد بودن خداوند بر هر چيز ، ضامن پرورش و بالا بردن آگاهى دينى در نفس است ، آنجا ، در آن ژرفناهاست كه آرامشهاى نفس صورت مىپذيرد و جهت گيريهاى آن شايد به دور از هشيارى صاحبش ، ناخودآگاه محدود مىشود ، آنجاست كه ايمان آنچه را وسوسههاى شيطان تباه و فاسد مىسازد ، اصلاح مىكند .
شايد در سورهء مجادله نورى است نافذ بدين بعد باطن و پنهان ، بدين گودال ژرف ، بدين حرم پوشيده در نفس بشرى ، و اين چارچوب ، چنان كه به نظر من مىرسد ، محورهاى اين سوره را كه در نظر نخست متباين ديده مىشود ، با يكديگر جمع مىكند . چگونه ؟
/ 130 الف : در آغاز اين سوره و اوّل جزء بيست و هشتم قرآن كريم پروردگار كلمهء سمع - شنود را بر ما تلاوت مىكند ، خداوند گفتهء زنى را كه با پيامبر دربارهء داستان ظهار مجادله كرده و به خداوند شكايت آورده است ، شنيده و گفتگوى آن زن را با پيامبر استماع كرده ، و او براستى بسيار شنوا و نيك بيناست .
ب : پس از آن كه احكام ظهار را بيان و كفّارهء آن را معيّن مىكند ، گويد :
«
ذلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ
« 1 » - اين بدان سبب است كه به خدا و پيامبرش ايمان بياوريد » كه تفسير كردهاند ، يعنى پرورش روح ايمان ، زيرا فرض اين است كه مخاطبان مسلماناند .
پس در اين صورت حكمت مقرر كردن كفّاره پرورش ايمان در نفس است ، با توجه به اين كه ظهار در رابطهء همسرى كه از امور شخصى و به عادت پوشيده است صورت مىگيرد ، و موقعيّتى ويژه دارد كه ضبط و به نظام درآوردن آن جز به ايمان و روح پرهيزگارى و تقوا ممكن نمىشود ، هم چنان كه كفّارهء آن بزرگ است و انگيزهء جنسىاى كه ظهار زير آن قرار مىگيرد در افزايش متصاعد ، و در ضمن اين شرايط ، اين رابطه را چيزى جز مانعى نفسانى منظّم نمىكند كه شناخت انسان نسبت به
هامش
( 1 ) - المجادلة / 4 .