است كه با يك مثال ساده اين موضوع را روشنتر نمايم . شما در همين دنياى مادى مىبينيد كه بعضى اوقات چند نفر روى يك سفره نشسته و غذا مىخورند ؛ منتهى بعضى از آنان مريضاند ، دهانشان تلخ است ، بعضى هم اشتهاى خوبى براى غذا خوردن ندارند ، بعضى از آنان پير هستند ، نمىتوانند غذا را درست بجوند ؛ ولى بعضى از آنان جوان هستند ، اشتهاى خوبى براى خوردن غذا دارند ، بهنظر شما همه آنان يكسان غذا مىخورند ؟ همه از خوردن غذا يكنوع لذت مىبرند ؟ همچنين از فضاى سالم و هواى خوش يك قسم استفاده مىبرند ؟ .
جواب منفى است ، معلوم است كه انسانها نمىتوانند همه به يك اندازه غذا بخورند و همه به يك اندازه از خوردن آن لذت ببرند . انسان مريض از خوردن غذا لذت درستى نمىبرد . آدم كم اشتها از خوردن غذا لذت اندكى مىبرد . انسان پير چون نمىتواند غذا را درست بجود ، لذت آن را كمتر درك مىكند ؛ ولى شخص جوان با اشتهاى خوبى كه دارد غذاى بيشتر مىخورد و از خوردن آن بيشترلذت مىبرد . همه روى يك سفره نشستهاند و همه از يك نوع غذا را مىخورند ؛ منتهى يكى كم مىخورد و لذت كمتر مىبرد ، يكى بيشتر مىخورد و لذت بيشتر مىبرد و ديگرى با اشتهاى كامل غذا مىخورد و از همه بيشتر لذت مىبرد . در بهشت نيز چنين است ، هركس به اندازه توان و استعداد خود از نعمتهاى بهشتى استفاده نموده و لذت مىبرد . يك جا بودن فاميل و يا يك جا بودن فرزندان با والدين خود از نظر طبيعت انسانى لازم و ضرورى است ؛ زيرا انسان اجتماعى است و از نشستن يك جا لذت مىبرد ؛ اما از
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى) — صفحة 361
مساهمون: الشيخ محمد آصف المحسني
ص٣٦١