يك جا در زمين ميافتد ، وقتى بيافتد ممكن است گردن انسان بشكند ، ممكن است بميرد . شعر سعدى در واقع به كسانى برمىگردد كه معصيت خدا را انجام مىدهند ، از دستورات پروردگار خود سر پيچى مىكند ، اين در حالى است كه خدا محتاج به عبادت كسى نيست و نه معصيت كسى به او ضرر مىرساند . معصيتكار در واقع بر خود ظلم و ستم مىكند . با دستهاى خود فيض پروردگار را از خود دور مىكند .
آرزوى عذاب قيامت
« فَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذَنُوباً مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحابِهِمْ فَلا يَسْتَعْجِلُونِ »
رسول من ، آنانىكه اكنون معصيت مىكنند و به ارشادات تو گوش نمىدهند ، مثل كسانىكه قبل از اينها بودند و با پيغمبران خود مخالفت مىكردند ، معصيت خدا را انجام مىدادند ، حصههاى بزرگى از عذاب خدا را به همراه دارند . اينها نيز مانند امتان قبل ، از عذاب پروردگارشان سهم مىگيرند . رسول من ! آنان بر تو ستم نكردهاند ، بلكه بر خود ستم كردهاند . به آنان بگو كه براى رسيدن به عذاب عجله نكنيد ، عذاب به شما حتماً مىرسد . بعضى اوقات كه حضرت پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله و سلم از عذاب خدا و روز قيامت صحبت مىنمود ، كفار و مشركين مىگفتند : كجاست قيامت ؟ كجاست دوزخ ؟ كجاست عذاب خدا ؟ زدو باش ! چرا معطل هستى ؟ چرا ما را به دوزخ نمى برى ؟ اين مردم لجباز بهجاى اينكه توبه كنند ، يا از پيغمبر صلى الله عليه وآله و سلم معذرت بخواهند ، طلب عذاب مىنمودند . به همين مناسبت قرآن مجيد مىفرمايد : رسول من ، به آنان بگو عجله نكنيد ،